چطور در فرمول اکسل تعریف کنیم که اعداد منفی به صورت پرانتز در بیایند ؟
شما باید آن خانه ای را که میخواهید عدد منفی به صورت پرانتز نشان داده شود قالبش را تعریف کنید به صورت زیر :
1- روی خانه مورد نظر راست کلیک کنید .
2- گزینه ....format cell را انتخاب کنید .
3- در منوی جدیدازجدول سمت چپ (category) ; آخرین ایتم به نام custom را انتخاب کنید .
4- در قسمت type جدول سمت راست عنوان زیر را تایپ کرده دکمه ok را بزنید :
(0##,#) ; - _ 0##,#
اگر بخواهید پرانتز رنگی هم باشد
(0##,#) ;##,#
یا
#,##0 ;[Red](#,##0);- ;
در control panel قسمت regen and language هم ميتوان اين كار را انجام داد آنگاه excel در گزينه format cell/number اين امكان رابه شما بصورت پيشنهاد ارايه ميدهد و شما فقط با يك كليك اين انتخاب را انجام خواهيد داد
حسابداری سه طرفه
نقطه شروع حسابداری سه طرفه
یوجی ایجیری در فوریه ۱۹۳۵ در شهر کوبه ژاپن زاده شد. از سنین کودکی به ریاضی علاقهمند بود و در شش سالگی در چرتکه متبحر شد و زمانی هم که سال دهم دبیرستان بود، پدرش که صاحب یک قنادی بود، از او خواست که حسابداری قنادی او را انجام دهد. یوجی ایجیری از این کار لذت میبرد و بههمین علت تصمیم گرفت که حسابدار شود.
درسال ۱۹۵۲ مدت کوتاهی قبل از فارغالتحصیل شدن از دبیرستان اقتصاد نارا امتحانی را گذراند، که او را قادر ساخت بدون داشتن تحصیلات دانشگاهی حسابدار رسمی شود. در تداوم تحصیلات شبانه، در سال ۱۹۵۶ در مدرسه عالی داشیشا در کیوتو امتحان حسابدار رسمی را گذراند و طی گذراندن دوره عملی سه ساله، وارد دانشگاه ریت سومیکان در کیوتو شد و در سال ۱۹۵۶ لیسانس حقوق را دریافت کرد. همچنین در همین سال دوره حسابدار رسمی را تمام کرد و هنوز طبق آمارها جوانترین فرد در کشور ژاپن است که توانسته است در سن ۲۱ سالگی حسابدار رسمی شود. در سال ۱۹۶۰ درجه کارشناسی ارشد حسابداری را از دانشگاه مینه سوتای آمریکا و در سال ۱۹۶۳ درجه دکتری حسابداری را از دانشگاه کارنگی ملون دریافت کرد. در همین سال او به عنوان عضو فعال انجمن حسابداری آمریکا انتخاب شد.
تاریخچه حسابداری سه طرفه
در اواخر قرون وسطی دولتها – شهرها یا جمهوریهای کوچکی خارج از سلطه پادشاهان و خوانین زمین دار در ایتالیای کنونی پا گرفت که فضای سیاسی – اقتصادی مناسبی را برای رشد سوداگری فراهم میآورد. در این جمهوریها کوچک موانع متعددی در راه تجارت آزاد وجود نداشت. اقتصاد پولی رواج یافته و داد وستد رونق داشت. رشد بازرگانی، ایجاد کارگاههای صنعتی، رونق بانکداری، بزرگتر شدن اندازه موسسات، رواج معاملات نسیه و استفاده از عوامل متعدد در کسب و کار موجب شد که یک شخص به تنهایی نتواند امور یک موسسه بزرگ را اداره کند و این امر نیاز به سیستم حسابداری کاملتری را افزایش داد.
نظریه حسابداری سه طرفه ابوجعفر موسی خوارزمی ریاضیدان بزرگ ایرانی در رساله مشهور جبر و مقابله این سیستم را تشریح و استفاده ار آن را رایج کرد. سیستم کنونی دهدهی و شیوه نگارش اعداد که به عربی مرسوم است با ترجمه اثر این دانشمند بزرگ توسط لئوناد فیبوناچی به ایتالیا برده شد و از آن طریق عالمگیر شد. با این حال، در طول دوره بلندی که به دوران باستان و قرون وسطی مشهور است تنها جنبههای محدودی از فعالیتهای مالی حکومت و معاملات بین اشخاص، حسابداری میشد. پیشرفته ترین تکنیک حسابداری در اواخر این دوران، نگهداری نوعی حساب جمع و خرج بود. به ایم معنی که یک جمعدار، یک مامور حکومت یا یک مباشر که محافظت پول و اجناس دولت یا اشخاص دیگری به او محول بود برای دادن حساب خود، دو فهرست تفصیلی از دریافتها، شامل مقادیر موجود در ابتدای دوره و وجوه و کالاها ی فروخته شده یا مصرف رسیده در همان دوره زمانی به علاوه و کالاهایی بود که نزد جمعدار باقی مانده بود. بدین ترتیب حسابداری آن دروه از سیستم جامعی که عملیات مالی یک حکومت یا کلیه داد و ستدهای یک بازرگان را ثبت و ظبط مینماید فاصله زیادی داشت. در اواخر قرون وسطی دولتها – شهرها یا جمهوریهای کوچکی خارج از سلطه پادشاهان و خوانین زمین دار در ایتالیای کنونی پا گرفت که فضای سیاسی – اقتصادی مناسبی را برای رشد سوداگری فراهم میآورد. در این جمهوریها کوچک موانع متعددی در راه تجارت آزاد وجود نداشت. اقتصاد پولی رواج یافته و داد وستد رونق داشت. رشد بازرگانی، ایجاد کارگاههای صنعتی، رونق بانکداری، بزرگتر شدن اندازه موسسات، رواج معاملات نسیه و استفاده از عوامل متعدد در کسب و کار موجب شد که یک شخص به تنهایی نتواند امور یک موسسه بزرگ را اداره کند و این امر نیاز به سیستم حسابداری کاملتری را افزایش داد.
گمان میرود که کاربرد قاعده جمع و خرج در مورس حساب صندوق موسسات، نخستین گام در راه پیدایش سیستم حسابداری نوین بود است. بدین معنی که صندوق دار به ازای وجوهی که دریافت میکند، بدهکار و در مقابل به ازای وجوهی که پرداخت میشود بستانکار میگردد و ب این ترتیب مانده حساب آنها در هر زمان معیین است. همین قاعده به طور همزمان در مورد بستانکار نیز به کار میرفت. یعنی هنگامی که از یک تاجر یا یک شخصی کالایی به صورت نسیه خریداری میشد، حساب وی بستانکار و هنگامی که وجهی به او پرداخت میشد بدهکار میگردید و میزان تفاوت طلب وی را نشان میداد. در گذر زمان حسابداران ایتالیایی متوجه این نکته شدند که دریافت پول از یک مشتری یا بدهکار دو جنبه دارد و دو ثبت را ضروری میکند. جنبه دریافت پول که باید در حساب صندوق و جنبه پرداخت که باید در حساب پرداخت کننده یا مشتری ثبت شود. دو اصطلاح بدهکار و بستانکار که اولی به معانی دادن و دومی به معنای گرفتن است به تریج متداول گردید و شکل دو طرفه حساب را که در سمت چپ اقلام بدهکار و در سمت راست اقلام بستانکار نوشته میشد را ابداع کرد. حسابداری جنسی و یا نگهداری حسابی جداگانه برای هر محموله از کالاهای خریداری شده آغاز گردید و هر حساب در ازای خرید یک محموله، بدهکار و و در مقابل کالا از یک محوله، حساب صندوق در خریدهای نقدی بستانکار میگردید. با فروش هر مقدار کالا از یک محومله حساب مربوطه بستانکار و در مقابل حساب مشتری در فروش نسیه و حساب صندوق در فروشهای نقدی بدهکار میشد. تا اینکه تمامی اجناس یک محموله فروخته و سود و زیان آن تعیین میشد. بدین ترتیب سیستم حسابداری دوطرفه به آرامی و در پی مجموعهای از ابداعات پیاپی شکل گرفت. گسترش و رواج حسابداری دو طرفه در اروپا و سپس در جهان مرهون کتاب ریاضیاتی است که لوکا پاچولی در سال 1494 میلادی تالیف کرد. پاچولی که ریاضیدان بزرگ عصر خود بود و او را پدر فن حسابداری مینامند.
فصولی که در از رساله خود به نام چکیده حساب و هندسه ف نسبیت و تناسب را به حسابداری اختصاص داد برای نحستین بار حسابداری دو طرفه را توصیف و دفاتر اصلی حسابداری را تشریح کرد. در این مقوله جای تذکر است که اذعان کنیم که محمد ابن ابولوفای بوزجانی ریاضیدان ایرانی در قرن دهم میلادی، در دوران خلیفه عباسی یعنی پنچ قرن قبل از پاچولی رسالهای به نام ضروریات علم حساب برای کاتبان و کاسبان نوشته است که راهنمای خوبی در حساب علمی بود ولی متاسفانه پژوهشی در این باره در دست ما نیست. در طول دو قرن بعدی تنها یک پیشرفت عمده در حسابداری دو طرفه رخ داد و آن تفکیک اموال شخصی حاکم از حسابهای دولتی و تفکیک اموال شخصی تاجر از حسابهای تجارخانه توسط سیمون استوین ریاضیدان هلندی بود. بر اساس نظر وی در هر مرحله در مقابل هر حساب بدهکار یک حساب بستانکار وجود دارد. بنابراین در مقابل وجوه و اموالی که یک تاجر در تجارتخانه خود سرمایه گذاری میکند نیز باید در حسابی بستانکار گردد. در نتیجه که حساب سرمایه در حسابداری دو طرفه ایجاد شد، که نشان دهنده حقوق صاحبان سرمایه نسبت به داراییهای موسسه. به رغم تحولات خصوصی و عمومی از قرن شانزده تا عصر حاضر، عناصر اصلی سیستم حسابداری دو طرفه همچنان بدون تغییر باقی مانده است. دلیل بقای این سیستم در این فاصله بلند در سادگی اصول، انعطاف پذیری و قابلیت آن در ثبت، انتقال و گزارش اطلاعات متنوع در قالب صورتهای قالب اعتماد و مفهوم است. با این حال، در جهت انطباق با شرایط و تحولات مختلف در مسیری تکاملی، روشها و شیوههای حسابداری متعددی ابداع و شاخه هایی درحسابداری پدید آمده است که همگی آنها از لحاظ اصولی بر سیستم دوطرفه مبتنی هستند.
شرایط لازم برای بسط یک سیستم
برای بسط یک سیستم دو شرط باید برقرار باشد: حفظ سیستم قدیم و یکپارچگی سیستم جدید. بنابراین، باید سیستم بسط یافته هرآن چیزی را داشته باشد که در سیستم اولیه وجود دارد. افزون بر این، بعد جدید اضافه شده به سیستم قدیم باید منطقاً و منحصراً از ابعاد قدیم استنتاج شود و بخش منسجم و یکپارچهای از ابعاد سیستم جدید را تشکیل دهد.
پروفسور یوجی ایجیری معتقد است سیستم حسابداری سه طرفه مشکلات مطرح شده در سیستم ثبت دو طرفه را با در نظر گرفتن زمان گذشته، حال و آینده برطرف مینماید.
همان طور که میدانیم معادله حسابداری در سیستم ثبت دو طرفه به صورت زیر بیان گردیده است:
دارایی = بدهی سرمایه
این معادله را میتوان به صورت زیر هم مطرح نمود:
خالص داراییها = سرمایه
معادله فوق بیانگر دو بعد در سیستم ثبت حسابداری است. اما بعد سوم چیست؟
با بررسی دقیق تر مشخص میشود خالص دارایی و سرمایه، هر دو وضعیت مالی واحد تجاری را، در یک تاریخ معین بیان میکنند. در تاریخ ترازنامه، دارایی وضعیت کنونی مجموعه منابع متعلق به واحد تجاری(مثبت یا منفی) را در بر میگیرد. اما با توجه به اینکه سرمایه در نتیجه پرداختهای گذشته و بستن حساب سود و زیان مربوط به گذشته، حاصل گردیده است، تغییرات گذشته را منعکس میکند. بنابراین میتوان گفت خالص دارایی مربوط به زمان حال و سرمایه گرایش به زمان گذشته دارد.
حسابداری سه طرفه موقت
وقتی دو بعد متفاوت دارایی و سرمایه را به دو بعد انتزاعی تر گذشته و حال تبدیل کنیم، میتوانیم بعد آینده را نیز به آن بیفزاییم و معادله سه طرفه به این شکل میتواند باشد:
آینده = حال = گذشته
این سیستم را ثبت حسابداری سه طرفه موقت نامیده اند. بعد جدیدی که به ابعاد قبلی اضافه شده است با وقایع بودجهای و پیش بینیهای یک واحد تجاری در ارتباط است و به عنوان بودجه از آن یاد میشود. بنابراین معادله حسابداری سه طرفه به صورت زیر بیان میگردد:
بودجه = دارایی = سرمایه
جهت درک بهتر موضوع، مثال زیر ارائه میگردد:
فرض کنید سرمایه واحد تجاری در سال قبل ۱۰۰ میلیون ریال بوده است. هم اکنون این سرمایه ۱۵۰ میلیون ریال است و سرمایه هدف بودجهای سال بعد، رسیدن به مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال است. پس رابطه بودجه = دارایی = سرمایه را میتوان به صورت زیر مطرح نمود:
۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ – ۲۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ = ۱۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ = ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰
۱۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰= ۱۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰= ۱۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰
بودجه = دارایی = سرمایه
برای محاسبه سرمایه، سرمایه اولیه واحد با سود سال جاری جمع میشود. دارایی، سرمایه سال جاری است و وقتی سود بودجه شده از سرمایه هدف(۲۰۰ میلیون ریال) در سال آینده کسر گردد، بعد جدید اضافه شده(بودجه) به دست آید. پس در حسابداری سه طرفه هم، هر یک از سه ستون مبلغ واحدی را نشان میدهد.
حسابداری سه طرفه
از آنجا که سود و زیان عبارتست از حاصلضرب مومنتوم در مدت زمان، از طریق حاصلضرب قوه محرک در مدت زمان، اندازه گیری جدیدی با واحدی مشابه واحد سود و زیان حاصل میشود. این اندازه گیری جدید، �اقدام� نامیده میشود و عبارتست از انتگرال قوه محرک طی زمان. قطعه اقدام، اقدامات مدیریتی و غیر مدیریتی (نظیر اقدامات خارج از شرکت) را نشان میدهد که بر عملکرد شرکت تا به امروز تأثیر گذاشته است. در نتیجه ی تعریف قطعه اقدام، اکنون حسابداری قراردادی منطقاً از دفترداری دو طرفه به دفتر داری سه طرفه تغییر یافته که شامل سه قطعه است: ثروت (بدهکار)، سود و زیان (بستانکار) و اقدامات تربِیت. اقدام، تغییرات سود و زیان و سود و زیان نیز، تغییرات ثروت را توضیح میدهد. همان طور که بیان شد، جهت نمایش اطلاعات در دفترداری ثبت یکطرفه، برداری نیاز است؛ جهت نمایش اطلاعات در دفترداری ثبت دو طرفه ماتریسی نیاز است؛ از این رو جای شگفتی نیست که جهت نمایش اطلاعات در دفترداری سه طرفه، آرایش مرتبه سه نیاز باشد که دارای سه محور است: ستون، ردیف و صفحه. قوه محرک مشتق زمانی اقدام بوده و نرخی را نشان میدهد که سود و زیان حاصل از یک اقدام به آن نرخ کسب میشود. مشتق زمانی قوه محرک �نیرو� نامیده میشود.
صورتهای مالی حسابداری سه طرفه شامل اطلاعات زیادی است. دراین صورت حساب ها، سود فراتراز صورت حسابهای جاری بوده و به خواننده اطلاعاتی جهت تخمین سودهای آتی بر اساس رویدادهای جاری و آتی و نه اطلاعات تاریخی میدهد. از قیاس وسیله نقلیه استفاده میکنیم: این صورت حسابها به خواننده میگویند که سرعت وسیله نقلیه چقدر خواهد بود و بر اساس شرایط جاده و درامتداد وسایل نقلیه دیگر چگونه افزایش وکاهش مییابد. حسابهای بودجه نشان دهنده این هستند که صورتهای مالی کجا تأثیر دارد و کجا تأثیر خواهند گذاشت. آنها نه تنها چگونگی افزایش یا کاهش سرعت را نشان میدهند، بلکه اختلاف این موارد را بین دورههای آتی و گذشته مقایسه میکنند.
بخش عمدهای از مطالعات تجربی در زمینه حسابداری مالی طی 22 سال گذشته با حسابداری سه طرفه ارتباط دارند. تعدیل بهای تمام شده تاریخی بر اساس سود حسابداری، آزمون فرضیههای مربوط و اکثر تئوریهای مؤثر مبتنی بر مطالعات تجربی، برخی از موضوعات حسابداری سه طرفه میباشد. اصول تجزیه و تحلیل حسابداری مالی و حسابداری سه طرفه یکسان بوده و فرایند ارزیابی عملکرد، تعیین درآمد مشمول مالیات، گزارشگری مالی درون سازمان و برون سازمان، مدیریت بهای تمام شده و حسابداری مدیریت در مورد حسابداری سه طرفه نیز قابل اجراست. معایب این مدل در سه مورد خلاصه میشود: اول عدم توجه ایجیری در تعیین فواصل زمانی در حسابداری دو طرفه و استفاده از ابعاد و ثبتها به طور مترادف، دوم توسعه حسابداری دو طرفه با استفاده از بهای تمام شده تاریخی و نه فراتر از آن و سوم این تصور که حسابداری دو طرفه یک سیستم منقضی شده است که باید به جای راست=چپ (خالص دارایی ها= سرمایه)، در سیستم جدید پایان = آغاز بعلاوه تمام فعالیتهای دوره (سرمایه در پایان دوره= سرمایه در اول دوره بعلاوه سود دوره جاری) مطرح شود. برای اظهار نظر در مورد این مدل باید به این نکته توجه داشت که هر چند ارتباط بین پدیدهها و مفاهیم فیزیکی از لحاظ تئوری ملموس است، ولی قابلیت اجرای آن از لحاظ علم حسابداری، چارچوب تجزیه و تحلیل کاملتری را میطلبد. از طرفی سیستم حسابداری دو طرفه با ارجاع به بدهکار و بستانکار یک راه بی اثر برای ردیابی تحقیقات حسابداری سه طرفه نیست.
روش کاربرگ الکترونیکی برای حسابداری دو طرفه دو بعدی یک ابزار کارآمد و مؤثر برای حسابداری سه طرفه است و سیستم حسابداری دو طرفه دو بعدی در عصر فناوری اطلاعات که زمینههای علوم مالی، ریاضی و مدیریت در ایجاد حسابداری سه طرفه به هم پیوسته، به عنوان نوعی از سازماندهی به ارزیابی عملکرد، قابل پذیرش است. هر چند تحقیقات و پژوهشهای انجام گرفته بجای تکامل حسابداری دوطرفه به سه طرفه باعث تکامل حسابداری دوطرفه تک بعدی به حسابداری دوطرفه دو بعدی شده است، ولی رؤیای حسابداری سه طرفه به واقعیت نزدیک شده است.
مزایای حسابداری سه طرفه
گذشته، حال، آینده: وقتی دو بعد سرمایه و دارایی ررا به دو بعد انتزاعی تر گذشته و حال تبدیل کنیم میتوان بعد آینده را نیز بیافزاییم (آینده=حال=گذشته) و بعد جدیدی را که با وقایع بودجهای و پیش بینیهای یک واحد تجاری در ارتباط است به ابعاد دارایی و سرمایه اضافه نمود (بودجه=دارایی=سرمایه) در اینصورت فعالیتهای واقعی سال قبل به سرمایه اول دوره سال گذشته اضافه میشود تا به وضعیت فعلی واحد تجاری برسیم این درحالی است که با استفاده از سرمایه هدف به عنوان یک مبلغ ثابت، فعالیتهای بودجه شده برای سال آینده از سرمایه هدف کم میشود تا به عقب بازگشته و به وضعیت فعلی واحد تجاری برسیم.
انواع ثبتهای روزنامه: طبقه بندی مبادلات در سیستم ثبت دو طرفه در صورت عدم احتراز از ثبتهای منفی : 1) مبادلات درون دارایی:عدم تغییر جمع دارایی ها، 2) مبادلات درون سرمایه ای:عدم تغییر جمع سرمایه، 3) مبادلات دارایی-سرمایه: تأثیر همزمان بر دارایی و سرمایه، و 4) مبادلات درون بودجهای (با بسط دو طرفه به سه طرفه): مربوط به تغییرات بودجه و انعکاس ثبتهای آن در ستون بودجه. توجه : جمع مبالغ این ثبتها همواره برابر صفر است و کاهش یا افزایش در مبادلات دارایی-سرمایه- بودجهای همدیگر را خنثی نموده تا توازن معادله سه طرفه حفظ گردد.
میزان دستیابی به اهداف: به لحاظ نظری دفترداری سه طرفه موقت با سه بعد متفاوت گذشته، حال و آینده کامل بوده و بعد دیگری را نمیتوان اضافه نمود اما مجموعه حساب هایی که با این سیستم جدید بوجود آمده اند صرفاً بازتاب حسابهای سرمایهای آینده میباشند و در حقیقت بعد جدیدی بوجود نیامده بلکه سیستم دوطرفهای بوده که دوبار اعمال شده و بعد سوم به معنای واقعی ایجاد نگردیده است.
منبع و جریان: حسابهای دارایی بیانگر وضعیت مالی کنونی واحد هستند، بنابراین حسابهای منبع هستند؛ در حالیکه حسابهای سرمایه نشانگر تغییرات داراییها در گذشته میباشند، پس حسابهای جریان هستند: میتوان بجای تقابل حال و گذشته بر دو بعد متفاوت منبع و جریان متمرکز شد. (ارتباط: جریان به معنای تغییری در ارزش منبع است) اگر ارزش منبع بطور مستمر تغییر یابد پس جریان را میتوان مشتق منبع یعنی میزان تغییر در متغییر منبع در نظر گرفت حال اگر فرض کنیم سرمایه مشتق منبع باشدمی توان مشتقی نیز از سرمایه درنظر گرفت زیرا در علم حسابان مشتق گرفتن از مشتق دیگر امکانپذیر است. اما این مشتق سرمایه چه معنی میدهد؟ باید چیزی در ارتباط با تغییرات درآمدیا حساب سرمایهای دیگر باشدکه ارزش آن در یک دوره با قرینه آن در دوره ماقبل مقایسه شود. این همان مفهوم انحرافات است که هم اکنون در حسابداری وجود دارد. مفهوم انجرافات با تغییرات در حساب درآمد سر و کار دارد.تجزیه و تحلیل انحرافات در حسابداری فعلی هم وجود دارد اما خارج از سیستم دفترداری است.
دفتر داری دو طرفه علّی: دفتر داری سه طرفه موقت و دیفرانسیلی تنها حالتهای ممکن بسط دفترداری دو طرفه نمیتوانند باشند و روشهای دیگری با رعایت دو شرط حفظ سیستم قدیم و یکپارچگی سیستم جدید میتوان ایجاد نمود. اما در دفترداری دو طرفه رویکرد بر مبنای طبقه بندی (طبقه بندی یک مجموعه موضوعات مشابه به دو روش متفاوت) بوده است.درحالی که دیدگاه دیگری مبنی بر رویکرد علّی وجود دارد که طبق ان دلیل توازن معادله به علت دو روش متفاوت طبقه بندی نمیباشد.بلکه یک رابطه علت و معلولی در قالب یک افزایش و کاهش وجود دارد. تساوی در ثبت دو طرفه علی تطابق بین یک افزایش و یک کاهش را بیان میکند : کاهش = افزایش اما دلیل تساوی میتوان اصل بهای تاریخی باشد که هر دو طرف معادله را مجبور به تساوی میکند درحالیکه بهتر بود بیان میشد که مقدار سمت راست با مقدار سمت چپ مساوی نگهداشته شده است.حال اگر بخواهیم براساس رویکرد علی سیستم دو طرفه رابسط دهیم بعد سوم کدام خواهد بود؟ در نتیجه غیرکامل بودن دفترداری دو طرفه و قابلیت گسترش آن فقط برای نیمی از قلمرو آن صادق خواهد بود و نیمه دیگر آن کامل خواهد بود و تمجید اشخاص برجسته در خصوص سیستم دو طرفه در حقیقت تمجید از اصل بهای تاریخی در بیان محتواست.
اجرای دفترداری سه طرف: اجرای دفتر داری سه طرفه موقت آسانتر از دفترداری سه طرفه دیفرانسیلی میباشد. زیرا مفهوم و اندازه گیری بودجه در عمل به شکل گسترده پذیرفته شده است.پس شاید قدم اول در اجرای آن ایجاد یک شکل استاندارد شده از صورتهای مالی یکپارچه باشد که سه بعد بودجه دارایی و سرمایه را منعکس سازد و ثبتهای روزنامه با بعد بودجه همراه باشد. اما ایجاد دفترداری سه طرفه دیفرانسیلی مشکلات بیشتری دارد زیرا مستلزم ایجاد یک مجموعه جدید از مفاهیم حسابها و اندازه گیری هاست. بهترین روش اجرای این سیستم شناسایی تکانه سود، داشتن یک مبنای منطقی برای اندازه گیری آن، تجزیه و تحلیل تغییرات آن و نسبت دادن آن به نیروهای خاص داخل و خارج واحد میباشد.
حسابداری به منظور کنترل و مدیریت وجوه عمومی، یکی از حساس ترین فعالیتهای دولت در تمامی دموکراسیها محسوب میشود. پاسخگویی دولتی بر این مبنا استوار است که شهروندان حق دانستن دارند؛ بدین صورت که به آسانی از حقایق افشا شده آگاه شوند. لازمه آگاهی از حقایق، در اختیار داشتن اطلاعات صحیح و شفاف است. این در حالی است که، بخشی از اطلاعات مورد نیاز عموم (اطلاعات مالی و غیر مالی) محصول سیستم اطلاعاتی حسابداری است؛ بنابراین با وجود یک سیستم حسابداری دولتی مطلوب که بر پایه آن بتوان اطلاعات به هنگام، اتکاپذیر و کامل در مورد فعالیتهای بخش دولتی را برای عموم منتشر کرد، امکان نظارت مردم بر ارائه خدمات دولتی افزایش مییابد و در نتیجه، این جریان اطلاعات، محرک پویایی برای ایجاد مسئولیت پاسخگویی بیشتر، بهبود عملکرد بخش دولتی و در نهایت اصلاح بخش عمومی خواهد بود. از سوی دیگر، فرهنگ پاسخگویی و رویههای حسابداری تاثیر دو طرفه بر یکدیگر دارند و منجر به بهبود مدیریت بر مخارج عمومی میشوند.
حسابداری دو طرفه
حسابداری دوبل
حسابداری دوبل (یا حسابداری دوطرفه یا دفترداری دوطرفه) نوعی از حسابداری است.
حسابهای بدهکار و بستانکار
در حسابداری دوبل حسابهای مختلفی وجود دارند که این حسابها یا از نوع بدهکار یا از نوع بستانکار میباشند. شناخت و درک حسابها اصل حسابداری را تشکیل میدهد. حساب بدهکار و حساب بستانکار با مفهوم بدهکار و بستانکار در محاوره تفاوت دارد.
حساب صندوق، حساب ملزومات اداری، هزینهها، حساب بدهکاران، حساب خرید از نوع بدهکار است. حسابهای بستانکاران، فروش، در آمد از نوع بستانکار است.
افزایش در حسابهای بدهکاری، حساب را بدهکار و کاهش آن حساب را بستانکار میکند. افزایش در حسابهای بستانکاری، حساب را بستانکار و کاهش آن حساب را بدهکار میکند.
مثلاً وقتی پولی از صندوق برداشته میشود چون حساب صندوق از نوع بدهکاری است و چون موجودی صندوق کاهش پیدا میکند، گفته میشود که حساب صندوق، یا به اختصار صندوق، بستانکار شدهاست. یا مثلاً وقتی ملزوماتی برای شرکت خریده میشود، چون ملزومات اضافه میشود، حساب ملزومات بدهکار میشود. در آخرین مثال فرض کنید جنسی خریداری شدهاست، چون موجودی خرید افزایش یافته و چون حساب خرید از نوع بدهکاری است، خرید بدهکار میشود.
آرتیکل
در حسابداری دوبل هر عمل حسابداری که آرتیکل نامیده میشود، به صورت جابجایی بین حسابهای بدهکار یا بستانکار ثبت میگردد. پس ثبت هر آرتیکل شامل ثبت تاریخ وقوع فعالیت مالی، ثبت حسابهای بدهکار و بستانکار و شرح عملیات است. در هر آرتیکل ابتدا حساب بدهکار و سپس حساب بستانکار ثبت میشود.
مثلاً عملیات فوق به صورت زیر در حسابداری دوبل ثبت میگردد:
۱۳۸۵/۱/۱ خرید ۱۰۰۰
صندوق ۱۰۰۰
خرید نقدی جنس:
(دقت کنید: چون جنس خریداری شده پس موجودی حساب خرید افزایش یافته، از طرفی چون خرید نقدی بوده مبلغ از صندوق برای این خرید برداشته شدهاست، پس خرید ۱۰۰۰ بدهکار و صندوق ۱۰۰۰ بستانکار میشود)
2/1/1385 ملزومات ۱۳۴
صندوق ۱۳۴
پرداخت هزینه ملزومات
(دقت کنید: چون ملزومات از نوع حساب بدهکاران است، خرید آن موجب افرایش ملزومات میشود و چون خرید نقدی بوده حساب صندوق کاهش یافته و بستانکار میشود)
3/1/1385 خرید ۸۰۰۰
صندوق ۵۰۰۰
بستانکاران ۳۰۰۰
خرید فرش
(دقت کنید: چون مبلغی از خرید نقدی و مبلغی نسیه بودهاست پس در اثر این خرید اولاً صندوق کاهش پیدا کرده و بستانکار میشود، دوما حساب بستانکاران شرکت افزایش پیدا میکند و چون حساب بستانکاران از نوع بستانکاری است، افزایش آن موجب بستانکاری میشود. همانطور که ملاحظه میکند در این آرتیکل یک حساب بدهکار و دو حساب بستانکار شدهاست.)
همانگونه که ملاحظه کردید در هر آرتیکل مجموع طرف بدهکار (که اول نوشته میشود) با مجموع طرف بستانکار برابر میباشد. به همین دلیل همواره ثبت اطلاعات در حسابداری دوبل تراز میباشد.
دفتر روزنامه و کل
عملیات فوق و ثبت هر آرتیکل در دفتری که دفتر روزنامه نامیده میشود انجام میگیرد. عملیات هر حساب در فواصل هفتگی از دفتر روزنامه به دفتر کل منتقل میگردد.
حسابداری دوبل چیست؟
حسابداری دوبل سیستمی است جهت ثبت تراکنشهای مالی بصورتی که هر تراکنش حدالاقل در دو حساب ثبت میشود. در اینجا هیچگونه محدودیتی جهت استفاده از حساب برای درج در سیستم حسابداری وجود ندارد ولی باید یکسری از قوانین رعایت شود که در زیر تضیح داده میشود .در سیستم دوبل برای هر حساب دو سطر وجود دارد سطر اول بدهکار در سمت راست و سطر دوم بستانکار در سمت چپ، همچنین جمع بدهکار و بستانکار باید با هم مساوی باشد تا ثبت شما درست باشد در غیر این صورت اشتباهی صورت گرفته است. وقتی که جمع دو طرف مساوی باشد به اصطلاح گفته میشود ثبت شما تراز میباشد. برای روشن شدن موضوع را با مثالی ادامه میدهیم .هر معاملهای دو اثر دارد برای مثال شخصی میخواهد یک نوشابه از یکی از مغازههای محله شان بخرد او به معازه رفته و یک بطری نوشابه بر میدارد و پول آن را به مغازه دار داده و بر میگردد .این مثال ساده برای هردوی آنها (خود شخص و فروشنده ) اثراتی دارد. برای ساده تر شدن به آن شخص خریدار و به مغازه دار فروشنده میگوییم.
خریدار یک بطری نوشابه دارد و در مقابل از مقدار وجه نقد موجود در کیف پولش کم شده است بعبارت دیگر تراز مالی خریدار جهت خرید نوشابه کم شده است اما او یک نوشابه دارد.
در طرف مقابل فروشنده قرار دارد که او یک بطری نوشابه موجود در مغازه خود را از دست داده است و در مقابلش به اندازه قیمت آن وجه نقد دریافت نموده است، بعبارت دیگر تراز مالی فروشنده به اندازه قیمت بطری نوشابه افزایش پیدار کرده است.
این یک مثال ساده در زمینه حسابداری دوبل میباشد. حسابداری در این زمینه سعی دارد که هر دو تراکنش را ثبت نماید و در صورتهای مالی آن را گزارش نماید .بدون استفاده از حسابداری دوبل، اسناد مالی فقط یک بخش از عملیات شرکت را گزارش مینماید. تصور کنید یک شرکت در سال جاری یک خودرو خریداری مینماید اما حسابداری فقط خرید خودرو را ثبت مینماید بدون اینکه در مقابل خرید خودرو وجه نقد و یا بانک خود را کم کند. در این صورت خودرو خریداری گشته است ولی وجه نقد آن هنوز در موسسه باقی مانده است (ثبت غلط). اشتباهی که در این صورت در موسسه پیش میآید این است که ترازهای مالی موسسه درچار سردرگمی میگردند و دیگر نمیتوان به آنها اعتماد نمود.
بطور سنتی دو اثر حسابداری را بدهکار (بد) و بستانکار(بس) مینامند. مبنای حسابداری بر اساس مفهوم بدهکار قرار دارد که همیشه با مقدار بستانکار برابر میباشد، این مفهوم حسابداری دوبل یا دوگانه میباشد.
ثبت بدهکار باعث اثرات زیر میشود:
1- افزایش دارایی ها
2- افزایش در هزینه ها
3- کاهش بدهی ها
4- کاهش حقوق صاحبان سهام
5- کاهش درآمد
ثبت بستانکار باعث اثرات زیر میگردد:
1- کاهش دارایی ها
2- کاهش هزینه ها
3- افزایش بدهی ها
4- افزایش حقوق صاحبان سهام
5- افزایش درآمد
حسابداری دوبل طبق فرمول زیر همیشه برابر باقی میماند (به این فرمول اصلی حسابداری میگویند)
سرمایه = دارایی – بدهی ها
هرگونه افزایش در هزینهها (بدهکار) بوسیله کاهش داراییها (بستانکار)یا افزایش حقوق صاحبان سهام (بستانکار) خنثی میشود، و یا بالعکس.
حسابداری دو طرفه در عمل
همه کسب و کارها چه از روش حسابداری نقدی استفاده کنند و چه از روش حسابداری تعهدی، از حسابداری دو طرفه به منظور نوشتن دفاتر مالی خود استفاده میکنند. حسابداری دوطرفه رویهای است که به حداقل سازی اشتباهات و افزایش شانس تراز شدن دفاتر حسابداری کمک میکند. این روش نام خود را به دلیل آن که دوبار تراکنشها وارد میشوند، کسب کرده است.
زمانی که صحبت از حسابداری دوطرفه میشود، فرمول کلیدی (سرمایه بدهی = دارایی) برای ترازنامه نقش اصلی را ایفا میکند.
در حسابداری جهت ترازکردن حساب ها، از ترکیبی از بدهکاران و بستانکاران استفاده میکنید. ممکن است یک بدهکار را در محاسبات خود به شکل تفریق در نظر بگیریم زیرا پی بردهایم که بدهکاران معمولا به معنی کاهش در تراز بانکی میباشند و ممکن است بستانکاران غیر مترقبه در بانک و یا حساب کارت اعتباری خود را که به معنی پول بیشتر هستند به نفع خود افزایش دهیم. حال تمام آن چیزی را که در مورد بدهکاران و بستانکاران آموخته اید فراموش کنید. در حسابداری معانی آنها ساده نیستند.
زمانی که بحث بستانکاران و بدهکاران در حسابداری پیش میآیدنآن تنها موضوع مشخص آن است که بدهکار در سمت راست یک تراکنش و بستانکار در سمت چپ آن قرار میگیرد.
مثالی از حسابداری دو طرفه: خرید یک آیتم با پول نقد
در اینجا مثالی عملی از روش مذکور آورده شده است. فرض کنید یک میز جدید برای دفتر کار خود به قیمت ۱۵۰۰ دلار خریداری کرده اید. این تراکنش در حقیقت دو بخش دارد: شما بخشی از دارایی خود را به شکل نقدی خرج میکنید تا دارایی دیگری را به شکل مبلمان خریداری کنید. بنابراین باید دو حساب در دفاتر مالی شرکت خود ثبت کنید: حساب نقدی و حساب مبلمان. در اینجا شکل نشان دادن تراکنش در هنگام وارد کردن در دفاتر حسابداری را مشاهده میکنید:
حسابداری دو طرفه: خرید یک آیتم با پول نقد.
حساب بدهکار بستانکار
مبلمان 1500 دلار
نقد 1500 دلار
در این تراکنش شما حساب هایی را که توسط تراکنش تحت تاثیر قرار میگیرند ثبت میکنید. بدهکار ارزش حساب مبلمان را افزایش میدهد و بستانکار ارزش حساب نقدی را کاهش میدهد. در این تراکنش هر دو حسابی که تحت تاثیر قرار گرفتهاند حسابهای دارایی هستند. زمانی که چگونگی تحت تاثیر قرار گرفتن ترازنامه را بررسی میکنید، تغییرات را تنها در جهت دارایی در معادله ترازنامه خواهید دید:
سرمایه بدهی = دارایی
هیچگونه تغییری در این سمت معادله ایجاد نشده است = افزایش مبلمان
کاهش نقدی
در این مورد دفاتر مالی تراز باقی میمانند زیرا مقدار دقیق دلاری که ارزش حساب مبلمان شما را افزایش میدهد، حساب نقدی شما را کاهش خواهد داد. در پایین هر یک از ثبت هایی که در دفتر روزنامه انجام میشود، باید خلاصهای از توضیحاتی را که هدف از داده وارد شده را تشریح میکند درج نمایید.
مثالی از حسابداری دوطرفه: خرید آیتمها به صورت اعتباری
برای آن که به شما نشان دهیم که چگونه تراکنشی را که هر دو طرف معادله ترازنامه را تحت تاثیر قرار میدهد ثبت کنید، مثالی را که نشان میدهد چگونه خرید از موجودی را میتوان ثبت کرد نشان داده ایم. فرض کنید که گجت هایی را به ارزش ۵۰۰۰ دلار از اعتبار خود خریداری کرده اید.
این گجتها به ارزش حساب دارایی موجودی و همچنین حساب پرداختنی شما میافزایند. (به خاطر داشته باشید که حساب پرداختنی یک حساب بدهی است که شما در آن قبوضی را که باید در زمانی در آینده پرداخت شوند پیگیری میکنید.) در اینجا به چگونگی تراکنش حسابداری دو طرفه برای خرید گجتها نگاهی بیندازید:
مثالی از حسابداری دو طرفه: خرید آیتمها از روی اعتبار
حساب بدهکار بستانکار
موجودی 5000 دلار
حسابهای پرداختی 5000 دلار
در اینجا به چگونگی گذاشتن تراکنش بر روی معادله ترازنامه اشاره شده است:
داراییها = سرمایه بدهی
افزایش موجودی = بدون تغییر افزایش حسابهای پرداختنی
در این مورد دفاتر، تراز باقی خواهند ماند زیرا هر دو طرف معادله ۵۰۰۰ دلار افزایش مییابد.
می توانید از هر دو تراکنش مثال آورده شده، پی ببرید که چگونه حسابداری دو طرفه به شما کمک میکند تا دفاتر مالی خود را تراز نگه دارید، تا آنجا که اطمینان مییابید که هر داده ورودی در دفاتر تراز یافته اند. بالانس کردن دادهها ممکن است به نظر ساده باشد اما در برخی از مواقع دادههای حسابداری میتوانند بسیار پیچیده شوند مثلا در زمان هایی که بیشتر از دو حساب توسط تراکنش تحت تاثیر قرار میگیرد.
کاربرد حسابداری دوطرفه
امروزه در سرتاسر دنیا از سیستم حسابداری دو طرفه استفاده میشود به این دلیل که در هر معامله حداقل در یک حساب به عنوان بدهکار و در یک حساب به عنوان بستانکار ثبت میشود و برای هر معامله مجموع اقلام بدهکار باید همیشه برابر باشد با مجموع اقلام بستانکار و اگر اینطور نباشد میتوان به این پی برد که مشکلی در معامله وجود دارد. امروزه در کسب و کارها از حسابداری یک طرفه تنها در بخش غیر رسمی و در داد ستدهای خیلی کوچک، که تقاضا برای حسابرسی و ثبت بسیار کم میباشد، کاربرد دارد.در حسابداری ثبت دوطرفه حسابهای گوناگونی وجود دارند که به دو نوع بدهکار و بستانکار تقسیم میشود. این حسابها جدا از مفهوم بستانکار و بدهکار در زبان محاورهای میباشند.در روش حسابداری یک طرفه فقط فهرست هزینههای اقلام به شکل تکی و مجموع آنها آورده میشود، به عبارتی دیگر در حسابداری یک طرفه تنها حساب بدهکار تحلیل و بررسی میشود و حساب بستانکار بدون بررسی رها میشود.حسابهای صندوق، ملزومات اداری، حساب بدهکاران، هزینهها و حساب خرید از گونه ی بدهکار میباشد و حسابهای فروش، بستانکاران و درآمدها از نوع بستانکار است.افزایش در حسابهای بدهکار،حساب مورد نظر را بدهکار و کاهش در حسابهای بدهکار، حساب مورد نظر را بستانکار میکند و همچنین به طور مشابه داریم افزایش در حسابهای بستانکار، آن حساب را بستانکار و کاهش در حسابهای بستانکار آن را بدهکار میکند.
به عنوان مثال زمانی که پولی از صندوق برداشت میشود به دلیل اینکه حساب صندوق از نوع بدهکار است و به این دلیل که موجودی صندوق کاهش یافته است، گفته میشود که حساب صندوق بستانکار است و یا مثلا زمانی که وسیله برای شرکت خریداری میشود به این دلیل که خرید وسایل جزو ملزومات به حساب میآید، گفته میشود که حساب ملزومات بدهکار شده است.
معرفی حسابهای سود و زیانی و پیوستگی آنها با حسابهای ثروت در حقیقت اساس و ویژگی متمایز کننده دفتر داری دو طرفه است. دفتر داری دو طرفه قطعه ثروت (رخداد) و قطعه سود (دلیل آن) را به شیوهای به هم پیوند میدهد که عدم وجود یکی از آنها در هر معاملهای منجر به عدم موازنه اندازه گیری کلی دو طرف حساب میشود. این سیستم دفترداری دوطرفه، زبان تجارت بوده و قدرت مرتبط ساختن آنچه که اتفاق افتاده با دلیل رخداد آن را دارد. در دفترداری یک طرفه، ثبت ثروت کافی است. دوگانگی بدهکار و بستانکار جهت ایجاد ماتریسهای حسابداری استفاده میشود. ستون و سطرهای این ماتریس، مجموعه ام ماتریس متقارن بیانگر حسابی مشابه بوده و تنها i ام و ستون i همه حسابها هستند. سطر ویژگی متمایز آنها این است که یکی برای ثبتهای بدهکار و دیگری برای بستانکار استفاده میشود. اعداد این بردار، مانده حسابهای ثروت و سود و زیانی را نشان میدهد با این تفاوت که علائم مانده حسابهای سود و زیانی به گونهای معکوس میشود که خالص اجزای محور بدهکار به صفر اضافه شده و ثروت کسب شده را با سود انباشته خنثی میکند. معادله ثبت دو طرفه، ثروت کسب شده = سود انباشته، را میتوان جهت ایجاد ماتریسهای دیگری استفاده کرد که ستونهای آن حسابهای ثروت و ردیفهای آن حسابهای سود و زیانی است (البته نقش ستون و ردیف را میتوان جا به جا کرد). ماتریس نامتقارن، تقابل بهتری بین حسابهای ثروت و حسابهای سود و زیانی فراهم میآورد و با قرار دادن حسابهای ثروت در ستون ماتریس و حسابهای سود و زیانی در ردیفهای آن (قابل جابجایی اند) انجام میشود.
یان معتقد است سیستمهای حسابداری یکطرفه و دوطرفه، جهت یابیهای متفاوتی دارند. حسابداری یک طرفه یک سیستم تک حساب محوری و حسابداری دوطرفه به منظور حسابدهی رویدادهای گذشته، یک سیستم تجمع محوری است. ضعف عملکردهای جاری(حسابداری دوطرفه) این است در صورتهای مالی تأکید بر پیشبینی آینده بر اساس اطلاعات تاریخی است. حال چرا اطلاعات برآوردی را برای پیشگویی آینده استفاده نکنیم؟ تحلیل ساده از توالی حسابداری، پاسخی به این سؤال است که چرا حسابداری سه طرفه باید انجام شود؟ وقتی ردیابی مانده دارایی اهمیت داشت، حسابداری یکطرفه توسعه یافت؛ وقتی حسابدهی و پاسخگویی برای داراییها اهمیت یافت، روش دو طرفه ایجاد شد. امروزه حسابداران تلاش میکنند آینده را پیش بینی کنند: حسابداری تنها شامل این نیست که کجا بودهاید و اکنون کجا هستید، بلکه شامل این هم میشود که مقصدتان کجاست و حسابداری سه طرفه پیشنهادی جهت پیشگویی آینده است.
به دلیل اینکه حسابداری دوبل قادر به کنترل دقیق همه بعدهای یک بنگاه اقتصادی نمیباشد و تنها در کنترل حسابها میتواند نقش بسزای داشته باشد مثلا صندوق یا بانک و... به دلیل حجم بالای عملیات روزمره و نبود نیروی متناسب قابل کنترل نبوده مثل کنترل به روز موجودی انبار، یا محاسبه بهای کالای فروش رفته و دهها مورد مشابه اینجاست که سیستمهای چند بعدی نقش غیر قابل انکار خود را بازی میکنند و به کمک حسابداری و حسابدار میآیند. حال اگر ما سیستم مالی چند بعدی نداشته باشیم برای محاسبه سود و زیان از انباردار میخواهیم موجودی تعدادی به ما بدهد و با کمک از نرم افزارهای حاشیهای مثل EXCELL مقدار ریالی را پیش بینی میکنیم و براین اساس سود و زیان را تنظیم میکنیم که در نتیجه این سود و زیان غیر واقعی بوده و از وجهات لازم بر خوردار نیست. یعنی حسابدار کارش را انجام نداده ؟ حقیقتا نمیشود به حسابدار ایرادی وارد نمود چون او چند برابرکار کرده تا بتواند این امر محقق کند پس مشکل از حسابدار نیست بلکه از سیستم حسابداری آن میباشد.
حسابداری دوطرفه از زمان پیدایش بسرعت در بین بازرگانان و تجار و سپس در بنگاههای دولتی مورد استقبال قرار گرفت و به تدریج کامل شد. خوب ره آورد این نوع حسابداری چی بود؟ ره آورد آن ایجاد حسابهای واسط بود مثل:
• حساب صندوق
• حساب اسناد دریافتنی ( چک دریافتی )
• حساب اسناد پرداختنی ( چک پرداختی )
• حساب سرمایه
• حساب شرکا
• حساب خرید
• حساب برگشت از خرید
• حساب تخفیفات خرید
• حساب فروش
• حساب برگشت از فروش
• حساب تخفیفات فروش
• حساب موجودی اول و پایان دوره
• حساب درآمدهای عملیاتی و غیر عملیاتی
• حساب هزینه ها
• حساب تولید
• حساب ذخایر
• حساب پیش دریافت
• حساب پیش پرداخت
• حساب کالای بین راهی
• حساب انتقال بین انبار ها
• حساب در جریان وصول
• حساب چک برگشتی نزد صندوق
• حساب بهای تمام شده کالا یا محصول فروش رفته
• حساب سود و زیان
• و....سایر حسابها اعم از انتظامی و غیر انتظامی
این دستاورد بزرگی بود و انقلابی در این صنف بوجود آورده بود. ولی هنوز کامل نبود. چرا؟ چون حسابها قاطی تعریف میشد. یعنی طبقه بندی نداشت. پس باید فکری کرد؟ این فکر همان ایجاد طبقه بندی حسابها بود که کدینگ نامیده میشود. طراحی کدینگ نیز از اهمیت ویژه ائی برخوردار است. مثلا کدینگ کوپرز از دارائیهای ثابت شروع میشود. زمین، ساختمان، تاسیسات و بعد نوبت به دارائیهای جاری میرسد. ولی در کدینگهای دیگر برعکس عمل شده است. چرا؟ بخاطر آنکه شخصی که کوپرز را طراحی نموده با یک نگاه به تراز کل آن شرکت متوجه قدرت بنیه مالی آن میشده یعنی از دیدن ارقام حساب زمین یا ساختمان متوجه میشده این شرکت چقدر قوی است. ولی بر عکس شخصی که کدینگ استاندارد را طراحی کرده که از حسابهای دارائی جاری مثل صندوق یا بانک شروع میشود، برایش گردش نقد و بانک مهم بوده است. بطور کلی طراحی یک کدینگ بستگی به دیدگاه طراح آن یا به نیاز یک شخص یا شرکت دارد و شما هم میتوانید کدینگ خود را داشته باشید. ولی متناسب با درک موضوع و تسلط بر ارتباط حسابها با یکدیگر، کدینگها یک قانون ابدی و غیر قابل اصلاح نیستند. با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان میتوانند بهینه شوند و تکامل پیدا کنند و حتی خود حسابداری که به آن خواهیم پرداخت.
حال به مثال اولیه بازگردیم و ببینیم که حسابداری دوبل چه کمکی به ما میکند. همانطور که گفته شد حسابداری دوبل با در خدمت گرفتن حساب واسط (حساب دیگری) را در این وادی درگیر میکند. یعنی پای حساب صندوق و فروش را نیز پیش میکشد و ثبت سند بصورت زیر میشود:
آقای ایکس بدهکار 1000000
فروش بستانکار 1000000
صندوق بدهکار 500000
آقای ایکس بستانکار 500000
حالا ما حسابی داریم که اختلاف دارد، یعنی صندوق چون پول عینی ما 50000 ریال است و مانده صندوق 500000 ریال را نشان میدهد و ما متوجه میشویم که حساب صندوق در امروز مغایرت دارد و پس از بررسی حسابهایی که امروز به ما پول داده اند یا گرفته اند و با توجه به میزان مغایرت حسابدار پی به مغایرت میبرد و سند را اصلاح میکند.
عدم پاسخگوئی حسابداری دوطرفه و پیدایش حسابداری چند بعدی
چرا حسابداری دوبل جوابگو نیست چون حسابداری دوبل قادر به کنترل دقیق همه ابعاد یک بنگاه اقتصادی نمیتواند باشد و تنها در کنترل حسابها میتواند نقش داشته باشد مثل صندوق یا بانک یا اشخاص. در سایر موارد به دلیل حجم بالای عملیات روزمره و نبود نیروی متناسب عاجز است مثل کنترل به روز موجودی انبار یا محاسبه بهای کالای فروش رفته در لحظه و دهها مورد مشابه. اینجاست که سیستمهای چند بعدی نقش غیر قابل انکار خود را بازی میکنند و به کمک حسابدار و حسابداری میآیند. حال اگر ما سیستم مالی چند بعدی نداشته باشیم برای محاسبه سود و زیان از انبار دار میخواهیم موجودی، تعدادی به ما بدهد و با کمک از نرم افزارهای حاشیه ائی مثل EXCELL مقدار ریالی فرضی را میدهیم و بر این اساس سود و زیان را تنظیم میکنیم که در نتیجه این سود و زیان غیر واقعی بوده و از وجاهت لازم برخوردار نیست. یعنی حسابدار کارش را درست انجام نداده؟ حقیقتا نمیشود به حسابدار ایرادی وارد نمود چون او چند برابر کار کرده تا بتواند این امر را محقق کند. نه به او وارد نیست. حالا میرسیم به لزوم حسابداری چند بعدی که برای اولین بار حدود پانزده سال پیش توسط شرکت داده پردازی حرفه ایها مطرح گردید و بر این اساس شالوده یک سیستم نوین حسابداری یکپارچه چند بعدی بنیان گذاشته شد و سالهاست در بوته آزمایش قرار گرفته و سربلند همچون قله دماوند در پهنه گیتی میدرخشد و مورد تائید حسابرسان آلمانی انگلیسی عربی و ایرانی قرار گرفته است و بعد از چند دهه تازه این اواخر صحبت از بعد سوم یا چهارم توسط غربیها مطرح شده که ظاهرا کمی دیر شده است چون ما مرز از تئوری به واقعیت را پیموده ایم.
این تئوری چند بعدی چکار میکند و چه کمکی به حسابدار ما میدهد؟ این تئوری که دهها سال است که دیگر تئوری نیست. نقش آن این است که سیستمهای زیر مجموعه را با حسابداری مرتبط مینماید و وظیفه کنترل و ثبت سند و محاسبات بسیار پیچیده را که از عهده حسابدار خارج است را انجام میدهد در نتیجه ما میتوانیم با گرفتن گزارش از زیر سیستمها و مقایسه با حساب مربوطه در حسابداری از صحت ثبت عملیات اطمینان حاصل نماییم و حسابدار ما هم فرصت کافی برای تجزیه و تحلیل حسابها داشته باشد.
حال به مثال اولیه بازگردیم. ما 1000000 ریال به آقای فرضی فروش کردیم که این فروش در سیستم سه بعدی یا چند بعدی از طریق سیستم فروش صادر میشود. قطعا این سیستم میبایست از کنترلهای خاص برخوردار باشد که بتواند سیستم حسابداری ما را حمایت کند، مثل کنترل موجودی، کنترل ریالی، کنترل انباری، کنترل اعتباری و دهها کنترل دیگر که در این مقال نمیگنجد. فرض کنید کالای A را که مبلغ واحد آن 1000 ریال است را به میزان 10 عدد به آقای فرضی داده ایم. حالا اگر سند این عمل را سیستم تولید کند آقای فرضی 100000 ریال بدهکار میشود نه 1000000 ریالی که ما در حساب یکطرفه یا دو طرفه زده بودیم و هیچ کنترلی روی صحت این رقم نداشتیم چون سندی که به حسابدار ما داده بودند همان 1000000 ریال بوده ولی چون ما یک بعد دیگر را وارد ماجرا کردیم توانستیم مبلغ صحیح را بزنیم. حال اگر ما شک داشتیم 100 عدد به آقای فرضی داده شده یا 10 عدد چطوری اشتباه پیدا میشود؟ از طریق کنترل موجودی که میبایست در سیستم فروش ما باشد موجودی ما فرضا 1000 عدد بوده 10 عدد برای آقای فرضی فاکتور شده است و باید 990 عدد داشته باشیم و موجودی سیستم و کارتکس انبار هر دو و بصورت موازی 990 عدد را نشان میدهد پس کنترل انبار نقش خودش را جهت شفافیت موجودی و فروش و مبلغ واقعی بدهی آقای فرضی بازی کرد. حالا با این فرض که فروش 100عدد بوده و اپراتور اشتباهی 10 عدد وارد کرده چه اتفاقی میافتد. سیستم 990 را نشان میدهد ولی کارتکس انبار 900 را نشان میدهد و با پیگیری و مقایسه مدارک، اشتباه خود را رفع میکنیم. حالا مشخص گردید که دامنه حسابداری فراتر از ثبت بدهکار و یا بستانکار است و بعد فروش و انبار هم به آن اضافه گردید.
فرض کنید ما عمل خرید مواد و یا تولید و یا محاسبه استهلاکات و یا محاسبه حقوق و دستمزد چک دریافتنی یا چک پرداختنی و یا وامهای دریافتی و یا پرداختی خود را هم با سیستم حسابداری مرتبط کنیم. چه اتفاقی میافتد؟ آن اتفاق این است که ابعاد کنترلی به سایر سیستمها کشیده شده و آنها را درگیر میکند و هر سیستم، سیستم دیگر را کنترل میکند. پس نمیتوانیم در حال حاضر بگویم سه بعد یا چهار بعد، چون هر چه جامعه بشری پیشرفت کند و خواستههای جدید از سیستم حسابداری داشته باشد به همان نسبت هم میتوان به ابعاد کنترلی آن افزود. بنابراین ما به همین منظور اسم چند بعدی را برگزیدیم.
حسابداری یک طرفه:
تاجر هر چه میگیرد در ستون بستانکار حساب و هر چه میدهد در ستون بدهکار حساب ثبت میکند و در نهایت این دو ستون را از هم کسر و مانده گیری میکند. (وجود مشکل در کنترل حسابها و کشف اشتباه)
حساب تی
مدرکی را که برای ثبت افزایش یا کاهش هرقلم ترازنامه به کار میرود را حساب میگویند. حساب پایه اصلی هر سیستم حسابداری و وسیلهای است که اطلاعات مربوط به تغییرات هر یک از اقلام دارایی، بدهی و سرمایه در آن جمع آوری میشود. یک نوع حساب که حسابداران برای تجزیه و تحلیل و ثبت معاملات و عملیات مالی به کار میبرند، حساب T خوانده میشود. این حساب سه قسمت دارد:
عنوان حساب، طرف بدهکار، طرف چپ یا طرف بستانکار
سیستم ثبت دوطرفه: از آنجایی که در سیستم حسابداری امروزه جهان هر معامله حداقل در یک حساب به عنوان بدهکار و در یک حساب به عنوان بستانکار ثبت میگردد، همیشه باید جمع اقلام بدهکار با جمع اقلام بستانکار مساوی باشد.
افزایش در بانک -> بدهکار
کاهش در بانک -> بستانکار
مثال: عملیات مالی آبان ماه موسسه خاور را در حسابهای مربوطه ثبت نمایید.
1/8/1370 مبلغ ۵.۰۰۰.۰۰۰ ریال به عنوان سرمایه به حساب بانک واریز شد.
5/8/1370 مبلغ ۳.۰۰۰.۰۰۰ ریال برای خرید ساختمان و زمین پرداخت شد که ۲.۰۰۰.۰۰۰ به زمین و ۱.۰۰۰.۰۰۰ به ساختمان مربوط است.
11/8/1370 مبلغ ۸۰۰.۰۰۰ ریال اثاثیه نصیه خریداری شد.
20/8/1370 مبلغ ۱۸۰.۰۰۰ ریال اثاثیه مازاد بر نیاز فروخته شد.
25/8/1370 مبلغ ۵۰۰.۰۰۰ ریال از بدهیها پرداخت شد.
30/8/1370 مبلغ ۱۰۰.۰۰۰ ریال از مطالبات شرکت پرداخت شد.
حساب T شرکت خاور
مانده یا نتیجه حساب از تفریق جمع کوچکتر از جمع بزرگتر ستونهای بدهکار و بستانکار حساب بدست میآید، بنابراین حسابهای دارایی دارای مانده بدهکار و حسابهای بدهی و سرمایه دارای مانده بستانکار هستند.
ترازنامه شرکت خاور
حسابداری سیاق
در حسابداری اولیه، اطلاعات انجام هر گونه عملیات به صورت سیاق نگهداری میشدهاست و به این گونه حسابداری حسابداری سیاق گفته میشدهاست. به عنوان مثال نمونه زیر بخشی از این حسابداری است:
• ۱۳۸۵/۱/۱ مبلغ ۱۰۰۰ ریال جنس به صورت نقدی خریداری شد.
• ۱۳۸۵/۱/۲ مبلغ ۱۳۴ ریال بابت هزینه ملزومات اداری و خرید نوشت افزار هزینه شد.
• ۱۳۸۵/۱/۳ ۲۰ قطعه فرش به صورت ۵۰۰۰ نقد و ۳۰۰۰ نسیه خریداری شد.
حسابداری یک طرفه
در دفتر داری یک طرفه ثبتهای صرف حسابهای ثروت نگهداری میشود اما در دفترداری دوطرفه با استفاده از ماتریس ثروت-سود، ثبتهای به هم مرتبط ثروت و سود نگهداری میشود. حسابهای ثروت، موجودی و حسابهای سود و زیانی، جریان محسوب شده و از این رو برحسب خصوصیات ریاضی (و نه اقتصادی)، در دفتر داری دوطرفه موجودی w در یک طرف و جریان یعنی تغییرات در موجودی) در طرف دیگر دنبال میشود. پس اگر تا اندازهای بتوان جریانها را به موجودی تبدیل کرد پس میتوان عواملی را هم پیدا کرد که نسبت به موجودی جدید ایجاد شده، جریان محسوب گردد. این موضوع مبنای اصلی ایجاد ساختار پویای اندازه گیری حسابداری است. روش تبدیل آن، عملیات مشتق نسبت به زمان است.
هر جریانی نسبت به مشتق زمانی خود در هر لحظه معین از زمان را میتوان به دیده موجودی نگریست. بنابراین اندازه سود به نرخی تبدیل میشود که در لحظه معینی از زمان، سود به آن نرخ کسب میشود. این اندازه گیری جدید را �مومنتوم� سود مینامند. مومنتوم نرخی را نشان میدهد که درآمد و هزینهها در هر لحظه از زمان به آن نرخ کسب و تحمل میشود. بنابراین اگر مومنتوم ثابت بماند، حاصلضرب مومنتوم در طول زمان برابر با سود و زیان است(به طور کلی، سود و زیان انتگرال مومنتوم بر حسب زمان است). عدم تغییر خالص مومنتوم (یعنی کسب سود و زیان به نرخ ثابت) اندیشه جدیدی در وضعیت فعلی به بار میآورد. مومنتوم سود به مفهوم میل به تکرار درآمد و هزینهها به هر دلیلی است. بنابراین فرآیند کسب سود واحد تجاری شامل تعداد زیادی رویدادهای مکرر و غیر مکرر است که در حسابداری قراردادی همگی غیر مکرر در نظر گرفته میشود و به محض وقوع ثبت میگردد به استثنای رویداد هایی نظیر ذخیره مطالبات مشکوک الوصول یا هزینه تضمین محصول که به خاطر مکرر بودن پیش بینی میشود. بسیاری از درآمد و هزینهها مانند درآمد یا هزینه بهره به محض شروع کسب و کار به طور خودکار و بدون تلاش (یا نیروی) اضافی کسب یا تحمل میشوند. درآمدها و هزینههای دیگری هم وجود دارند که مکرر بودن آنها از لحاظ آماری نشان داده میشود. بنابراین درست نیست بگوییم که مکرر بودن هزینهها و درآمدها متداول بوده و غیر مکرر بودن آنها میتواند استثنا باشد؟ اینجاست که قضیه اساسی یعنی �حسابداری مومنتوم� در برابر �حسابداری ثروت� شکل میگیرد. تفاوت بین این دو نوع حسابداری در �وضعیت فعلی� است. در حسابداری قراردادی، وضعیت فعلی حالت درآمد صفر است یعنی ثروت کسب شده تغییری نکرده است. در حسابداری مومنتوم وضعیت فعلی، حالت نرخ صفر تغییری است که در آن نرخ درآمد کسب میشود یعنی حالتی از کسب درآمد که با نرخ ثابت در واحد زمان کسب میشود. در حسابداری قراردادی همه اقلام سود و زیانی در زمانهای گسستهای مورد شناخت قرار میگیرند. حتی اقلام مستمر سود و زیانی نیز در زمانهای گسسته ای، مانند پایان دوره گزارشگری، مورد شناخت قرار میگیرند. در حسابداری مومنتوم همه اقلام سود و زیانی به طور مستمر مورد شناخت قرار گرفته و اقلام سود و زیانی را با استفاده از روشهای مختلف هموارسازی سود و زیان تخمین میزنیم. با اضافه کردن قطعه قوه محرک، حسابداری مومنتوم به سیستم دو طرفه تبدیل میشود. قوه محرک علت هایی هستند که تغییرات مومنتوم را توضیح میدهد.
برای بیان مطلب و درک بهتر از حسابداری یکطرفه به مکانی که بصورت وسیع و سنتی از آن استفاده میشود میرویم و آن مکان بازار است. در بازار یک کاسب دفتر حسابی دارد که برای هر یک از مشتریان یک حساب باز کرده است و کلیه داد و ستدهای خود را در دو ستون بدهکار و بستانکار ثبت میکند و در ستون سوم مانده آنرا محاسبه و مینویسد بدین گونه که هر چی میگیرد در ستون بستانکار حساب ثبت میکند و هر چی میدهد در ستون بدهکار مینویسد و در نهایت این دو ستون را از هم کسر و مانده گیری میکند و در ستون مانده حساب درج میکند به عبارت دیگر دهنده = بستانکار و گيرنده = بدهکار خواهد شد. مثال:
فرض کنید آقای ایکس از ما جنسی خریده!
در ستون بدهکار آقای ایکس 1000000 ریال بدهکار میشود.
حال به ما وجهی را داده!
در ستون بستانکار آقای ایکس 500000 ریال بستانکار میشود.
پس از تفاضل مانده حساب میشود 500000 ریال بدهکار.
به این نوع حسابداری یکطرفه گفته میشود.
علل شکست حسابداری یکطرفه
حال به نقد و بررسی مثال فرضی میپردازیم. اگر آقای ایکس 50000 ریال داده بود و ما اشتباها 500000 ریال ثبت کردیم پیدا کردن این اشتباه کاری بس مشکل بود چون ما در طول روز از دهها نفر پول و چک گرفتیم و نمیدانیم چه کسی به ما کم داده یا اصلا متوجه کم گرفتن وجه خود نمیشویم چون ماخذی نداریم. اگر آقای ایکس فردی منصف باشد وقتی با او میخواهیم تسویه کنیم میگوید من 50000 ریال دادم و شما اشتباه کردید و اگر هم آقای ایکس به یاد نداشته باشد یا خدای ناخواسته واقعیت را نگوید، ما 45000 ریال از دست داده ایم. پس چه باید بکنیم؟ این همان فکری بود که نسل اول حسابداری دوبل را بوجود آورد.
انواع مدل قیمت گذاری
قیمت گذاری نفوذی (loss-leader pricing)
اصول قیمت گذاری نفوذی به این صورت هست که محصول را با قیمتی پایین وارد بازار میکنند تا در بین افراد جلب توجه کند. بعد از اینکه در بازار نفوذ کردند و به هدف خود رسیدند، قیمتها را افزایش میدهند. با این روش حساسیتها و موانع ذهنی مشتریان را از بین برده و به افراد فرصت داده میشود که محصولات را تجربه کنند و تبدیل به مشتری شما بشوند.
مثلاً تاکسی اینترنتی اسنپ در شروع کار خود برای نفوذ در بازار قیمتهای خود را بسیار پایین و حتی رایگان اعلام کرد. بعد از اینکه مردم آن را قبول کردند و سهم بازاری به دست آورد، قیمتها را به حالت معمول برگرداند.
قیمت گذاری اقتصادی (Economy pricing)
در این نوع قیمت گذاری صاحبین کسبوکار برای تولید از روشهای اقتصادی و کمهزینه استفاده میکنند تا محصولی ارزان وارد بازار کنند و اینگونه قشر بیشتری از جامعه و افراد کمدرآمد را به مشتریان خود تبدیل کنند؛ اما باید توجه کرد که این قیمت گذاری برای شرکتهای بزرگ بیشتر قابل استفاده است. چرا؟ چون که افراد به این شرکتها اعتماد دارند و هرچقدر با قیمت پایینتری بفروشند، خریداران بیشتری هم دارند. ولی شرکتهای کوچک چون حجم فروش کمی دارند و با قیمت پایین ممکن است سود خیلی کمی به دست آورند و از طرفی چون شناختهشده نیستند ممکن است مردم فکر کنند محصول آنها کیفیت قابل قبولی ندارد.
قیمت گذاری فریمیوم (Freemium Pricing)
در این روش در ابتدا محصول به طور رایگان به مشتریان داده میشود اما به همین قسمت ختم نمیشود. باید برای فعال کردن ویژگیها و فیچرهای اضافی هزینه پرداخت کنند. حتماً این استراتژی را در دنیای دیجیتال چندین بار دیدهاید. به ویژه در بازیها و نرمافزارها.
شما برنامهای را به طور رایگان دانلود میکنید ولی فقط میتوانید تا چند مرحله جلو بروید و برای بقیه مراحل هزینه را پرداخت میکنید. حسن این کار این است که مخاطب ابتدا با محصول آشنا میشود، از آن استفاده میکند و اگر محصول به دردش میخورد برای ویژگیهای اضافی پول پرداخت میکند.
قیمت گذاری روانی (Psychological Pricing)
حتماً هنگام خرید با این مبلغ یا مشابه آن روی محصول مواجه شدهاید: 49 هزار تومان؛ اما چرا به جای 50 هزار تومان مینویسند 49؟ چون این مبلغ در ذهن مشتری کمتر از 50 هزار تومان به نظر میآید. همه ما میدانیم که این دو مبلغ تفاوت چندانی با هم ندارند اما طبق تحقیقات نرخ فروش محصول با قیمت 49 هزار تومان بیشتر است. ایران و خارج هم ندارد. همه جای دنیا از این مدل قیمتگذاری استفاده میکنند. سری به سایت شرکتهای بزرگ بزنید. مثلاً مایکروسافت (Microsoft) و اپل (Apple).
قیمت گذاری گرفتار کننده (Captive Product Pricing)
اصول قیمت گذاری گرفتار کننده اینگونه است که در ابتدا قیمت محصول اصلی را پایین نگه میدارد ولی برای استفاده از آنها باید محصول یا خدمات جانبی دیگری تهیه کنید که اتفاقاً قیمت بالایی دارد. شما هم مجبورید آنها را تهیه کنید. مثلاً شرکتهای خدمات ارتباطی، سیمکارتهای خود را به قیمت خیلی ارزان و حتی شامل بستههای اینترنتی رایگان میفروشند اما شما برای استفاده مجدد از آن، باید سرویسهای متفاوت بخرید.
قیمت گذاری پویا (قیمت گذاری بر مبنای زمان – Time-Based Pricing)
در روش قیمت گذاری پویا، شرکتها با توجه به زمان، نیاز افراد، تقاضا و… قیمتها را مدام تغییر میدهند تا بتوانند سود خودشان را بیشتر کنند. به طور مثال، مسافران میدانند که قیمت اتاقهای یک هتل بسته به تقاضایی که برای آن روز وجود دارد میتواند به شدت متفاوت باشد. روزهای شلوغ قیمت بالاتر است و در روزهایی که تقاضا کم است قیمت برای همان اتاقها بسیار پایین است.
قیمت گذاری بر مبنای بازار (Market-Based Pricing)
در این روش قیمت را فروشنده تعیین نمیکند، بلکه بازار تعیینکننده قیمت است. این روش برای محصولاتی استفاده میشود که فروشندگان زیادی دارند و مشتری مقدار مشخصی برای خرید آن محصول هزینه میکند. اگر فروشندهای بخواهد محصولش را با قیمت بالاتری نسبت به بازار بفروشد باید برای محصول خود ارزش افزوده مثل خدمات بهتر، دسترسی سریعتر، کیفیت بالاتر، سفارش راحتتر و… ایجاد کند.
قیمت گذاری مجموعهای (pricing Bundle)
در روش مجموعهای، شرکتها چند محصول مرتبط را در یک بسته میفروشند اما نکته این است که قیمت این بسته از مجموع قیمت تکتک آنها پایینتر است. این روش معمولاً برای محصولات قدیمیتر و آنهایی که قرار است حذف شوند استفاده میشود.
قیمت گذاری جغرافیایی (Geographical Pricing)
در قیمت گذاری جغرافیایی، محصول در مناطق مختلف دنیا با قیمتهای مختلفی عرضه میشود. این تفاوت قیمت طبیعی است؛ چون در برخی نقاط، آن محصول کمیابتر است یا هزینه حمل بیشتری را شامل میشود. مثلاً فروش انواع میوه، با توجه به منطقهای که میوه در آن وجود دارد یا از منطقه دیگری وارد میشود، متفاوت است.
قیمت گذاری بالا (premium pricing)
در این روش قیمت گذاری، محصول با قیمت بالاتری از رقبا به بازار عرضه میشود. این روش وقتی کارایی دارد که:
- تعداد رقبا کم باشد
- شرکت بداند محصولش یک مزیت رقابتی ویژه نسبت به بقیه محصولات دارد و مشتریان حاضرند برایش پول بیشتری بپردازند
قیمت گذاری رهبری محصول-کیفیت (Product-Quality leadership)
بعضی از شرکتها قیمت بالایی برای محصولات در نظر میگیرند. اما نکته اینجاست که این شرکتها کیفیت و لوکس بودن را با قابلخرید بودن ترکیب میکنند. یعنی قیمت را فقط تا حدی بالا تعیین میکنند که کالا برای مشتری قابلخرید باشد. خلاصه این که کیفیت بسیار بالا را با قیمت بالا به شما میفروشند و شما خوشحال هستید از این که با پرداخت پول دارید بهترین کیفیت را دریافت میکنید.مثلا BMW در صنعت خودرو و استار باکس (Starbucks) در قهوه رهبری محصول-کیفیت را دارند. در بازار ایران هم برندهای چرم مشهد و… جزو این گروهاند.
بررسی مدلهای گوناگون سرمایه گذاری
اشخاص زیادی به دنبال سرمایه گذاری پول خود هستند ولی نمیدانند پول خود را کجا سرمایه گذاری کنند و یا بعد از سرمایه گذاری دچار شکست و ضرر مالی زیادی میشوند. زیرا سرمایه گذاری در هر حوزهای نیازمند دانش و آگاهی و آشنایی با انواع روشهای آن است. در این پست توضیح مختصری پیرامون آن گردآوری شده است.
سرمایه گذاری به چه معناست؟
به بیان ساده سرمایه گذاری یعنی شما منابع مالی خود را در جایی به کار بگیرید که بعد از مدتی هم اصل پولتان قابل برداشت باشد و هم سودی نصیب شما شود. بنابراین کسی که قصد سرمایه گذاری دارد باید کاملا آگاه باشد که سرمایه خود را کجا و چگونه استفاده کند تا بتواند بیشترین سود را به دست آورد.
در تعریفی دیگر سرمایه گذاری را از دست دادن ارزش حال، برای به دست آوردن ارزش بیشتر در آینده میدانند.
اهمیت سرمایه گذاری
با توجه به افزایش روزانه قیمتها و کاهش قدرت خرید، این که فکر کنیم اگر پولهایمان را روی هم بگذاریم، ثروتمند خواهیم شد، کمی احمقانه است. اگر شما اکنون پولی دارید که دیروز میتوانستید با آن سکه بخرید، احتمالا فردا نخواهید توانست! این موضوع به خوبی نشان میدهد که ارزش پول روز به روز کمتر میشود. پس راه چاره چیست؟ چگونه میتوانیم توانایی مالی خود را افزایش دهیم؟
سرمایه گذاری روشی است که اگر به صورت اصولی و در جای مناسب و درست انجام شود، میتواند باعث افزایش دارایی مالی شما شود. روشهای سرمایه گذاری با هم متفاوت هستند و شما میتوانید با توجه به هدف خود از سرمایه گذاری، از هر کدام از این روشها استفاده کنید.
اهداف سرمایه گذاری
هر کدام از افراد ممکن است اهداف مختلفی از سرمایه گذاری داشته باشند. به طور کلی سرمایه گذاری با 3 هدف؛ امنیت دارایی، رشد و درآمد صورت میگیرد. در زیر به بررسی این اهداف میپردازیم:
- امنیت دارایی
درست است که هیچکدام از انواع مدلهای سرمایه گذاری کاملا امن نیست، اما برخی از راههای سرمایه گذاری، ریسک کمتری دارد و بسیاری از افراد برای امنیت دارایی خود تمایل دارند از این روشها استفاده کنند.
- رشد دارایی
با وجود این که امنیت دارایی برای تمام سرمایه گذاران اهمیت دارد اما هدف بسیاری از سرمایه گذاران رشد دارایی و دریافت سود است. برای این نوع سرمایه گذاری، روشهای مختلفی وجود دارد.
- درآمد
هدف برخی دیگر از افراد از سرمایه گذاری، کسب درآمد است. این افراد در جاهایی سرمایه گذاری میکنند که به طور مرتب بازده داشته باشد.
انواع مدلهای سرمایه گذاری
سرمایه گذاری مدلهای مختلفی دارد که آشنایی با آنها میتواند به شما در یک سرمایه گذاری پرسود و درست کمک کند، در ادامه قصد داریم تا انواع مدلهای سرمایه گذاری را برای شما معرفی کنیم:
- سرمایه گذاری به روش مستقیم
در سرمایه گذاری به روش مستقیم، خودتان به طور مستقیم مدیریت سرمایه را بر عهده میگیرید. برای مثال با سرمایه خود اقدام به راهاندازی یک کارگاه تولیدی میکنید. در بسیاری از اوقات افراد تمایل ندارند تا خودشان به طور مستقیم اقدام به سرمایه گذاری کنند و ترجیح میدهند سرمایه خود را طی یک قرارداد به شخص دیگری واگذار کنند.
در روش مستقیم، معمولا ریسک سرمایه گذاری بالاتر است، زیرا برخی از افراد دانش و تخصص کافی برای این کار را ندارند و برخی نیز وقت کافی برای پیگیری مداوم بازار ندارند. اگر به تازگی میخواهید وارد این کار شوید، بهتر است از روشهای سرمایه گذاری غیر مستقیم استفاده کنید.
- سرمایه گذاری به روش غیر مستقیم
یکی دیگر از روشهای سرمایه گذاری، به شیوه غیر مستقیم است. در این روش شما سرمایه را در اختیار فرد دیگری قرار میدهید که دانش و مهارت کافی در این زمینه را داشته باشد، و سود خود را دریافت میکنید. اگر تخصص، زمان و تجربه کافی در زمینه سرمایه گذاری را ندارید، بهتر است از این روش سرمایه گذاری استفاده کنید.
- سرمایه گذاری به روش کوتاه مدت
در سرمایه گذاری کوتاه مدت، معمولا در مدت یکسال و یا کمتر به بازده مورد نظر خواهید رسید. در این نوع از روشهای سرمایه گذاری، میزان نقد شوندگی سرمایه بالا است و شما میتوانید در مدت کوتاهتری به دارایی برسید.
- سرمایه گذاری به روش بلند مدت
در این روش برخلاف روش کوتاه مدت، بازگشت سرمایه نیاز به زمان بیشتری دارد. این مدل سرمایه گذاری معمولا ریسک کمتری دارد و میزان رسیدن به سود در آن، به طور معمول بیشتر از روش کوتاه مدت است.
انواع روشهای سرمایه گذاری
در ادامه انواع روشهای سرمایه گذاری را توضیح خواهیم داد تا بدانید با استفاده از کدام روشها میتوانید، سرمایه گذاری کنید و دارایی خود را افزایش دهید:
- املاک و مستغلات
یکی از راههای سرمایه گذاری، خرید خانه، ملک، زمین، آپارتمان و غیره است. این نوع از سرمایه گذاری یک نوع واقعی محسوب میشود و شما میتوانید از طریق اجاره ملک، و یا فروش آن به قیمتی بالاتر از قیمت خرید خود، به کسب سود برسید.
- کالاهای فیزیکی
خرید کالاهای فیزیکی مانند طلا، نقره، جواهرات و یا هر نوع کالایی که ارزش خرید و فروش داشته باشد، میتواند نوعی سرمایه گذاری محسوب شود.
- اوراق بهادار
اوراق بهادار یکی دیگر از انواع سرمایه گذاری است. این اوراق در واقع نوعی ابزار مالی با قابلیت نقل و انتقال هستند. این اوراق انواع مختلفی دارد: سهام عادی، سهام ممتاز، سهام جایزه، اوراق مشارکت، مشتقات، اختیار معامله، صکوک و غیره.
تمام این اوراق بهادار، دارای ارزش مالی برای مالک هستند و قابلیت تبدیل به پول نقد را دارد.
- اوراق قرضه
یکی دیگر از انواع سرمایه گذاری در بازار، اوراق قرضه است. در این روش سرمایه گذاری، سرمایه گذار به شخص پول قرض میدهد و طرف مقابل متعهد میشود تا وجه مورد نظر را در بازه زمانی مشخص، و با پرداخت سود دورهای ثابت بازگرداند.
اوراق قرضه به منظور تامین مالی پروژهها و فعالیتهای ارگانهایی مانند شهرداریها و دولتهای خارجی و داخلی، انتشار مییابند.
- اوراق سپرده بانکی
اوراق سپرده بانکی یکی دیگر از راههای سرمایه گذاری است. این اوراق در واقع نوعی اوراق بهادار است، در صورتی که شما دارای این اوراق باشید اجازه خواهید داشت تا سود سپرده را دریافت کنید. یک گواهی سپرده، دارای تاریخ سررسید و یک نرخ سود ثابت است که میتواند با هر عنوانی توزیع شود.
اوراق سپرده بانکی توسط بانک منتشر و توزیع میشود، همچنین اصل سپرده و سودهای پرداختی نیز توسط بانک تضمین میشود. مدت زمان این اوراق معمولا از 1 تا 5 سال به طول میانجامد و سود پرداختی به دارندگان سپرده به صورت دورهای و از طریق کوپنهای گواهیهای سپرده پرداخت میشود.
- اوراق اجاره
اوراق اجاره، اوراقی است که در حکم بدهی برای شرکت است. زمانی که شرکتی این اوراق را منتشر میکند، در واقع برای خود بدهی ایجاد میکند و در بازههای زمانی مشخص به دارندگان این اوراق سود پرداخت میکند.
- اوراق حقوق صاحبان سهام
شما به عنوان یک فرد حقیقی یا حقوقی با خرید سهام یک شرکت، دارای حقوقی میشوید که با نام حقوق صاحب سهام و یا ارزش ویژه شناخته میشود. ارزش ویژه، در واقع شرکت یا مالکیت، در دارایی یک شرکت است.
با در اختیار داشتن سهام، سهم مالکیت در دارایی آن شرکت را خواهید داشت، به این معنا که اگر شرکت به فعالیت خود ادامه ندهد و منحل شود، حقوق صاحبان سهام آن، از داراییهای باقی مانده آن شرکت متناسب با سهم هر فرد یا شرکت دیگر، بین آنان تقسیم خواهد شد.
این نوع سهام شامل دستههای زیر است:
سهام عادی
سهام عادی نوعی اوراق بهادار است که نشان دهنده مالکیت دارنده آن بر بخشی از یک شرکت و داراییهای آن است. دارندگان این نوع سهام میتوانند در جلسات سالیانه شرکت کنند و حق رای نیز دارند. همچنین در صورتی که سود بین سهامداران تقسیم شود، آنها هم بخشی از آن سود را دریافت خواهند کرد.
سهام ممتاز
زمانی که شرکتی نیاز به افزایش سرمایه داشته باشد، سهام ممتاز منتشر میکند. سهام ممتاز به سهامی گفته میشود که علاوه بر اختصاص سهام، امتیازاتی نیز به فرد دارنده سهام، داده میشود. برخی از این امتیازات که ممکن است به سهام دار داده شود، عبارت است از:
- اختصاص درصد معینی از سود به سهامداران ممتاز
- اختصاص سود بیشتر از بقیه سهامداران
- پرداخت مبلغی معین؛ اضافه بر سود
- تقدم خرید در سهام جدید
- اعطای حق رای اضافی به سهامداران ممتاز
- اعطای حق تصمیم گیری در خصوص برخی مسائل به سهامداران ممتاز
1.حق تقدم سهام
زمانی که شرکتی افزایش سرمایه بدهد، به نسبت درصدی که سرمایه را افزایش میدهد، تعداد سهام نیز افزایش پیدا میکند. از آن جایی که سهامداران شرکت انتظار دارند بعد از افزایش سرمایه شرکت، درصد مالکیت خود را افزایش دهند، این حق برای سهامداران در نظر گرفته میشود.
یعنی در صورتی که شرکتی قصد فروش سهام جدید را داشته باشد، سهامداران فعلی شرکت در خرید این سهام، در اولویت خواهند بود. به این اولویت در خرید سهام نسبت به خریداران جدید، حق تقدم خرید سهام گفته میشود.
2. سهام جایزه
سهام جایزه در بورس در واقع سهامی است که شما برای کسب آن و اضافه شدن آن به سبد معاملاتتان، پولی پرداخت نمیکنید و به صورت رایگان و در واقع مانند جایزه، در اختیار شما قرار میگیرد.
- صکوک یا اوراق قرضه اسلامی
صکوک به معنای اسناد است، و به اوراق بهادار، با ارزش مالی یکسان، و قابل معامله در بازارهای مالی گفته میشود که بر پایه یکی از قراردادهای مورد تایید متون اسلامی طراحی شده باشد. صکوک ابزاری نوین است که در کشورهای اسلامی جایگزین اوراق قرضه شده و بر پایه دارایی با درآمد ثابت یا متغیر، در بازارهای ثانویه قابل معامله است.
مزایای استفاده از صکوک:
- افزایش نقدینگی بانی
- خروج داراییها از ترازنامه و جایگزین شدن وجه نقد
- کاهش ریسک
- کاهش هزینه تامین مالی
- کمک به توسعه بازار سرمایه با فراهم کردن امکان تبدیل داراییها به اوراق بهادار
اصول ، مفروضات و ميثاقهاى حسابدارى
قواعد و مقرارت حاكم بر حسابدارى در سه سطح تدوين مى شوند.
سطح اول بالاترين سطح ، قوانين مملكتى است . براى مثال قانون تجارت و يا قوانين مالياتى جارى از جمله مقرارتى است كه در اين سطح بر حسابدارى تاثير مى گذارند.
در سطح دوم، تدوين مقرارت توسط حرفه حسابدارى انجام مى گيرد. هر حرفه (نظام) داراى انجمن حرفه اى و مقرارت (نظامنامه) مربوط به خود است. حسابدارى هم از اين قاعده مستثنى نمى باشد.
سطح سوم ، مقرارت حسابدارى در اختيار مديريت است. بدين معنى كه مديريت مى تواند بر اساس نوع صنعت و ماهيت عمل يا نقطه نظرات ديگرى كه بستگى به شرايط شركت دارد، از ميان روش هاى استاندارد انعطاف پذير، روش مورد نظر را برگزيند.
نمونه اى از استانداردهاى انعطاف پذير، استاندارد 15 ايران است كه مديريت مى تواند بر اساس يكى از دو روش ارزش بازار، يا اقل بهاى تمام شده و خالص ارزش فروش در ترازنامه منعكس نمايد. نمونه ديگر انتخاب روش فايفو يا ميانگين در ارزيابى موجودى كالا بر اساس استاندارد حسابدارى شماره 8 ايران است.
مفاهيم نظرى گزارشگرى مالى
كميته استانداردهاى حسابدارى ايران با اقتباس از پيش نويس هيات استانداردهاى حسابدارى انگلستان اقدام به تدوين مفاهيم نظرى گزارشگرى مالى نمود( مفاهيم نظرى حسابدارى را مى توانيد از سايت سازمان حسابرسى درفرمت pdf دانلود نماييد).
هدف گزارشگرى مالى
هدف اساسى گزارشگرى مالى در اختيار گذاردن اطلاعات مفيد براى طيفى گسترده از استفاده كنندگان صورتهاى مالى است كه در اتخاذ تصميمات اقتصادى مفيد واقع گردد. تصميمات اقتصادى شامل مواردى از قبيل فروش يا حفظ سرمايه گذارى در اوراق بهادار يك واحد تجارى و ابقاء يا جايگزينى مديران مى باشد. گزارشگرى صورتهاى مالى هنگامى مى تواند در تصميمات اقتصادى مفيد واقع گردند «خصوصيات كيفى مربوط بودن» ، «قابل اتكاء بودن» ، «قابل مقايسه بودن» و « قابل فهم بودن » را در بر داشته باشند.
1 - اطلاعاتى خصوصيت مربوط بودن را به همراه دارد كه بر تصميمات اقتصادى استفاده كنندگان در ارزيابى رويدادهاى گذشته ، حال يا آينده يا تاييد يا تصحيح ارزيابى هاى گذشته آنها موثر واقع شود. بنابراين ، پيش شرط هاى مربوط بودن صورت هاى مالى ((ارزش پيش بينى )) ، (( ارزش تاييد كنندگى )) و ((انتخاب خاصه )) اطلاعات مندرج در آنهاست. براى مثال شركت ها با افشاى وضعيت سودآورى هر يك از قسمت ها در گزارشگرى مالى خود، ارزش پيش بينى اطلاعات را براى سرمايه گذرانى كه به ارزيابى شركت مى پردازند ارتقاء مى دهد. همچنين گزارش سود هر سهم نقش تاييد كنندگى در رابطه با پيش بينى گذشته آن دارد. در اين گزارشگرى مالى خاصه ها بر حسب واحد اندازه گيرى پولى بيان شده است. چندين خاصه از قبيل بهاى تمام شده تاريخى، بهاى جايگزينى، يا ارزش خالص فروش وجود دارند.
2 - اطلاعات هنگامى خصوصيات كيفى قابل اتكا بودن را در بر دارد كه پيش شرط هاى (( بيان صادقانه)) ((رجحان محتوا بر شكل)) ، (( بيطرفى )) ، ((احتياط)) ، ((كامل بودن)) را دارا باشد. اطلاعاتى قابل اتكا است كه عارى از اشتباه و تمايلات جانبدارانه با اهميت بوده و بيان صادقانه آن چيزى باشد كه مدعى آن است. براى مثال اگر ادعا بر اين است كه ترازنامه وضعيت مالى واحد تجارى را در يك تاريخ معين گزارش مى كند، در شرايط تورمى حاد گزارش بهاى تمام شده تاريخى چند سال قبل يك دارايى با اهميت، بيان صادقانه اى از وضعيت اين دارايى به شمار نمى رود و بايد اطلاعات ضميمه اى براى بيان صادقانه اين اطلاعات ( صورت هاى مالى تعديل شده براى تغيير سطح قيمت ) ارائه گردد.
همچنين اگر قرار بر اين باشد كه اطلاغات به طور صادقانه معاملات و رويدادهايى كه مدعى آن است بيان نمايد، لازم است اين اطلاعات بر اساس محتوا و واقعيت اقتصادى و نه صرفا شكل قانونى آن به حساب گرفته شود ( رجحان محتوا بر شكل). براى مثال در مبحث حسابدارى اجاره ها در مورد اجاره هاى سرمايه اى ممكن است شكل قانونى اجاره به گونه اى باشد كه اجاره كننده مالكيت دارايى مورد اجاره را به دست نياورد، اما محتوا و واقعيتهاى اقتصادى مربوط به اجاره مبين آن است كه اجاره كننده با تعهد مبلغى تقريبا برابر ارزش منصفانه دارايى به اضافه هزينه مالى مربوط، منافع اقتصادى حاصل از بكار گيرى دارايى مورد اجاره را براى بخش عمده عمر اقتصادى آن تحصيل مى كند( بند 12 استاندارد حسابدارى شماره 21 ايران).
بى طرفى هم در گزارشگرى مالى از پيش شرط هاى قابل اتكا بودن مى باشد. براى مثال اگر خالص ارزش فروش موجودى كالايى با بهاى تمام شده 25000 ريال در تاريخ گزارشگرى 20000 ريال باشد، گزارش آن به اقل بهاى تمام شده و خالص ارزش فروش به مبلغى به اعتقاد مديريت معادل 22000 ريال بى طرفاه نبوده و قابليت اتكا را كاهش داده و جمع دارايى ها و سرمايه شركت را 2000 ريال بيشتر از ميزان واقعى آن گزارش مى كند.
رعايت جوانب احتياط در رويدادهايى كه ابهاماتى بر آن سايه افكنده براى ارتقاء قابل اتكا بودن صورت هاى مالى ضرورى است. احتياط عبارت است از كاربرد درجه اى از دقت براى اعمال قضاوت در برآورد شرايطى كه با ابهام روبروست ، به گونه اى كه درآمدها يا داراييها بيشتر از واقع و هزينه ها يا بدهى ها كمتر از واقع گزارش نشوند. نمونه اى از اين گونه مواردى كه با ابهام روبرو مى باشند عبارتند از قابليت وصول مطالبات، عمر مفيد دارايى هاى ثابت ، و تعداد و مبلغ ادعاهاى احتمالى مرتبط با ضمانت نامه هاى كالاى فروش رفته. اطلاعات صورتهاى مالى با توجه به اهميت و فزونى منافع بر هزينه تهيه و ارائه آن بايد كامل باشد. حذف بخشى از اطلاعات ممكن است باعث شود اطلاعات ناقص يا گمراه كننده ارائه گردد و صورتهاى مالى قابليت اتكاء خود را به علت كامل نبودن از دست بدهد.
3 - در رابطه با خصوصيت كيفى قابل مقايسه بودن بايد گفت استفاده كنندگان بايد بتوانند صورت هاى مالى واحد تجارى را در طول زمان جهت تشخيص روند تغييرات در وضعيت مالى ، عملكرد و انعطاف پذيرى مالى واحد تجارى مقايسه نمايند ( قابليت مقايسه درون شركت از طريق ثبات رويه). استفاده كنندگان همچنين بايد بتوانند صورتهاى مالى واحدهاى تجارى مختلف يك صنعت را مقايسه كنند ( قابليت مقايسه از طريق رعايت ويژگى هاى رويه اى در صنعت). رعايت ثبات رويه در بكارگيرى يك روش استهلاك طى ادوار مالى و يا تداوم اعمال روشى مثل درصد پيشرفت كار براى شناسايى درآمد، هماهنگ با ديگر شركت هاى صنعت يكى ديگر از پيش شرط هاى قابل مقايسه بودن افشاء رويه هاى حسابدارى بكارگرفته شده در تهيه صورت هاى مالى و افشاى هرگونه تغييرات احتمالى اين رويه ها مى باشد. براى مثال ، افشاى رويه هاى مربوط به ارزيابى موجودى كالا يا سرمايه گذارى در يادداشت هاى همراه صورتهاى مالى و در قالب اهم رويه ها (سياستهاى) حسابدارى شركت از اين قبيل موارد است.
4 - يك خصوصيت كيفى مهم اطلاعات مالى «قابل فهم بودن» است و در نظر گرفتن « ميزان توان استفاده كننده» از پيش شرط هاى آن مى باشد. بنابر اين ، اطلاعات مالى، بايد به گونه اى باشد كه براى استفاده كنندگانى كه از توانمندى و آگاهى متعارفى براى درك فعاليتهاى تجارى و اقتصادى و نحوه عمل حسابدارى برخوردارند، قابل فهم باشد. اطلاعاتى نظير وجوه نقد، حسابهاى دريافتنى، زمين و حساب هاى پرداختنى به علت قابليت تفسير معناى آن به سهولت قابل فهم است. در مقابل اقلامى نظير مخارج انتقالى يا درآمدهاى انتقالى كه بر اساس مفاهيمى چون تحقق، تطابق و مانند آن در اندازه گيرى سود به عنوان دارايى يا بدهى به جا مانده، واقعيتى اقتصادى نداشته و تفسير معنايى در بر ندارند، از قابليت فهم كمترى برخوردارند.
براى قابل فهم بودن همچنين ضرورى است كه اقلام به نحوى مناسب در يكديگر «ادغام» و «طبقه بندى» شوند. ادغام انواع دارايى هاى مولدى نظير زمين، ساختمان، وسايط نقليه، تجهيزات، وسايل، ابزار آلات و ماشين آلات و تجهيزات و طبقه بندى آن در دارايى هاى غيرجارى ترازنامه در رابطه با ارتقاء خصوصيت كيفى قابل فهم بودن صورت مى گيرد.
محدوديت هاى حاكم بر خصوصيات كيفى اطلاعات مالى
به ندرت اطلاعات به طور توام و كامل مربوط، قابل اتكاء، قابل مقايسه و قابل فهم مى باشد. برخى از موثرترين محدوديت هاى حاكم بر كيفيت هاى حسابدارى به شرح زير است:
1 - موازنه بين خصوصيات كيفى. اغلب نوعى موازنه يا مصالحه بين خصوصيات كيفى ضرورت دارد. معمولا اطلاعاتى كه قابل اتكاء تر است از درجه مربوط بودن كمترى برخوردار است و بالعكس. در نظر گرفتن برترى يك خصوصيت كيفى نسبت به ديگرى و مصالحه بين آن در شرايط مختلف امرى قضاوتى است.
2 - به موقع بودن. تاخير در گزارشگرى اطلاعات مالى ممكن است به خصوصيت مربوط بودن آن لطمه وارد كند. الزام گزارشگرى صورت هاى مالى ميان دوره اى حسابرسى نشده در فواصل سه ماهه، تلاشى است در جهت كاستن از محدوديت تاخير اطلاع رسانى سالانه (براى مطاله بيشتر در مورد گزارشات حسابدارى ميان دوره اى به استاندارد 22 ایران مراجعه شود).
3 - ملاحظات منفعت و هزينه. منفعت حاصل از تهيه و گزارشگرى اطلاعات بايد بيش از هزينه آن باشد. در اين رابطه تدوين كنندگان استانداردهاى حسابدارى بايد از اين محدوديت آگاهى داشته و مقررات و استانداردهايى تدوين نكنند كه هزينه اجراى آن براى واحدهاى تجارى و استفاده كنندگان صورت هاى مالى آنها بيش از منافع لازم در تصميمات اقتصادى باشد.
ماهيت اصول پذيرفته شده حسابدارى
اصول پذيرفته شده حسابدارى عبارت از ميثاقها، مفاهيم، استاندارها، قوانين، اصول و روش هايى است كه دانستن آن براى تعيين رويه هاى عمل حسابدارى در هر زمان ضرورى بوده و در سه طبقه كلى به شرح زير طبقه بندى شده است:
الف - مفروضات محيطى ب - اصول اجرايى ج - محدوديت هاى اجرايى ( اصول محدود كننده)
پايه هاى اصول پذيرفته شده حسابدارى بر چهار فرض محيطى زير استوار است:
1- فرض تفكيك شخصيت 2- فرض دوره مالى 3- فرض تداوم فعاليت 4- فرض واحد اندازه گيرى
فرض تفكيك شخصيت
يكي از اساسى ترين مفروضات حسابدارى فرض تفكيك شخصيت مى باشد. زيرا اين فرض بين واحد تجارى و مالك يا مالكين آن مرزى قائل مى گردد. براى مقاصد حسابدارى و گزارشگرى مالى هر موسسه يك شخصيت حقوقى مستقل فرض شده كه مى تواند دارايى تحصيل نموده، بدهى و هزينه و تعهد و درآمد نيز تحصيل نمايد.
فرض تداوم فعاليت
در حسابدارى فرض بر اين است كه يك واحد تجارى براى يك مدت طولانى به فعاليت خود ادامه مى دهد. به عبارت ديگر، فرض بر اين است كه واحد تجارى، در آينده قابل پيش بينى به عمليات خود ادامه مى دهد. فرض تداوم فعاليت، توسط كميته استانداردهاى حسابدارى مالى، بشرح زير تعريف شده است:
(( فرض بر اين است كه هر واحد تجارى داراى تداوم فعاليت است، يعنى عمليات آن در آينده قابل پيش بينى ادامه دارد. به بيان ديگر فرض مى شود كه نه قصد بر اين است كه واحد تجارى منحل يا عمليات آن بنحو قابل ملاحظه اى كاهش داده شود و نه ضرورت اين كار احساس مى شود.))
فرض دوره مالى
همانطور كه مى دانيم نتايج واقعى عمليات يك واحد تجارى را تنها در زمان تصفيه، يعنى خاتمه عمليات آن مى توان تعيين كرد. از طرف ديگر حسابهای پرداختنی(بستانكاران)، اعتبار دهندگان و اشخاص ذينفع نمى توانند تا تاريخ انحلال، از نتايج آن بى خبر باشند. از اين رو عمر واحد تجارى به دوره هاى زمانى مساوى تقسيم مى شود كه هر دوره را اصطلاحا (( دوره حسابدارى )) گويند. دوره مالى ممكن است سه ماهه، شش ماهه يا يكساله باشد. هر دوره مالى را كه دوازده ماه طول بكشد در اصطلاح (( سال مالى )) گويند.
فرض واحد اندازه گيرى
براى اندازه گيرى هر ويژگى يا كيفيت، در نگاه اول به يك مقياس اندازه گيرى نياز مى باشد. مثلا واحد اندازه گيرى طول متر، وزن كيلوگرم، انسان نفر، زلزله ريشتر و ... مى باشد. در حسابدارى نيز پول به عنوان واحد اندازه گيرى مبادلات فرض شده است. مثلا اگر واحد تجارى 50 دستگاه ماشين خريدارى نمايد، قيمت اين ماشين ها در دفاتر ثبت مى شود و اين بدان معناست كه اين مبادله با پول اندازه گيرى شده است. بهر حال پول يك واحد مشترك براى اندازه گيرى مبادلات اقتصادى است كه در ثبت مبادلات و تهيه صورتهاى مالى مورد استفاده قرار مى گيرد.
اصول حسابدارى
علاوه بر مفروضات محيطى در حسابدارى، براى ثبت و گزارشگرى مالى، به رهنمودها و دستورالعمل هاى روشن تر و مشخص ترى نيز نياز مى باشد، اين دستورالعمل ها كه به اصول حسابدارى موسوم مى باشند در مقايسه با مفروضات حسابدارى، بيشتر جنبه اجرايي و كاربردى دارند.
چهارچوب اوليه و زير بنايي حسابدارى ابتدا بوسيله مفروضات شكل مى گيرد و سپس بوسيله اصول حسابدارى عملى مى گردد. اصول حسابدارى عبارتند از:
1- اصل بهاى تمام شده 2- اصل تطابق 3- اصل تحقق درآمد 4- اصل افشاء كامل
اصل بهاى تمام شده
طبق اصل بهاى تمام شده، مبادلات حسابدارى در تاريخ وقوع به بهاى تمام شده در دفاتر ثبت مى گردند. منظور از بهاى تمام شده هر دارايى، ارزش مبادله اى نقدى آن در تاريخ تحصيل است. پرداختهاى اضافى به علت خريدهاى نسيه و مدت دار جزء بهاى تمام شده محسوب نمى گردند. نمونه ديگر اصل بهاى تمام شده اين است كه دارايى هاى خريدارى شده به قيمت مبادله اى زمان تحصيل، يعنى قيمت متعارف آن در دفاتر ثبت مى گردند.
بهاى تمام شده كه گاهى « بهاى تمام شده تاريخى » نيز ناميده مى شود دو نارسايي دارد:
الف - تغييرات ارزش داراييهاى در طول سالهاى متمادى در نظر گرفته نمى شود.
ب - چون داراييها در طول سالهاى متفاوت خريدارى مى گردند و مقياس اندازه گيرى بهاى اين داراييها پول مى باشد و از طرف ديگر، ارزش پول دائما يكسان نمى باشد، لذا بدليل اختلاف در مقياس اندازه گيرى، جمع كردن يك دسته از داراييهايى كه در طول سالهاى متفاوت خريدارى شده اند، خالى از اشكال نمى باشد. اما با وجود همه نارساييهاى فوق، به دلايل زير هنوز بهاى تمام شده تاريخى مبناى ثبت گزارشگرى قرار مى گيرد:
ب1 - بهاى تمام شده، بر تخمين و ارزيابى مبتنى نبوده بلكه واقعى، قابل اندازه گيرى و قابل اتكاء است.
ب2 - بهاى تمام شده تاريخى در زمان تحصيل، نشان دهنده ارزش متعارف دارايى در آن تاريخ است.
ب3 - بهاى تمام شده تاريخى، قابل رسيدگى و رديابى است.
اصل تحقق درآمد
اصل تحقق درآمد، زمان شناسايى درآمد و ثبت آن در حسابها و صورتهاى مالى را تعيين مى نمايد. طبق اين اصل، درآمد زمانى شناسايى مى گردد كه دو شرط زير برقرار باشد:
الف - مبادله يا داد وستدى صورت گرفته باشد. ب - فرآيند كسب سود، كامل شده باشد.
تكميل فرآيند كسب سود شامل تكميل فروش يا انجام خدمت، انتقال مالكيت از فروشنده به خريدار، دريافت وجه نقد و يا اطمينان از دريافت وجه نقد در آينده است. اگرچه درآمد عبارت است از افزايش ناخالص در داراييها يا كاهش ناخالص در بدهيها، كه طبق اصول پذيرفته شده شناسايى و اندازه گيرى مى شود. طبق اصل تحقق درآمد، مبالغ پيش دريافت مشتريان نبايد به عنوان درآمد دوره محسوب گردد. زيرا فرآيند كسب سود در مورد اين مبادله هنوز تكميل نشده است.
اصل تطابق
بر اساس اصل تطابق، هزينه هاى انجام شده جهت ايجاد درآمد، بايد به حساب دوره اى كه درآمد در آن تحصيل گرديده منظور گردد. به عبارت ديگر سود هر دوره تفاوت بين درآمدهاى تحصيل شده و هزينه هاى تحمل شده براى كسب درآمد در همان دوره مى باشد. هزينه ها به انحاء مختلف قابل شناسايى هستند، اما توجه به مبانى زير جهت تمايز ماهيت آنها ضرورى است:
الف - روابط علت و معلولي - تحصيل برخى درآمدها بدون تحمل يكسرى هزينه ها، امكان پذير نمى باشد. به عبارت ديگر، تحصيل درآمد و تحمل هزينه، به طور مستقيم ارتباط علت و معلولى دارند. نمونه اى از اين هزينه ها به عنوان هزينه دوره، بهاى تمام شده كالاى فروش رفته، هزينه كميسيون فروش و هزينه حمل و تحويل كالا مى باشد. بدين ترتيب ملاحظه مى شود كه زمانى فروش صورت مى گيرد (درآمد تحصيل مى گردد)، كه بهايى بابت كالاى فروخته شده پرداخت گردد( هزينه اى تحمل شود).
ب - سرشكن كردن منطقى و سيستماتيك - چنانچه بين درآمد و هزينه رابطه علت و معلولى وجود نداشته باشد، دارايى متقابل آن هزينه را مى توان بين دوره هايى كه بخشى از منافع بخاطر آن دارايى ايجاد مى شود به طور منطقى و سيستماتيك سرشكن نمود. به عبارت ديگر، انقضاى بخشي از بهاى داراييها طى دوره اى كه از اين داراييها استفاده مى شود، به عنوان هزينه دوره شناسايى مى گردد. به عنوان نمونه تخصيص هزينه استهلاك داراييهاى ثابت، هزينه بهره وامها، هزينه اجاره و هزينه بيمه از جمله هزينه هايى است كه به طور منطقى و سيستماتيك شناسايي و به دوره اى خاص ارتباط داده مى شوند.
ج - شناخت بلادرنگ (تسريع در شناخت) - برخى از هزينه ها را نه مى توان مستقيما به درآمد دوره ارتباط داد و نه مى توان آنها را به طور سيستماتيك بين دوره هاى مختلف سرشكن نمود، زيرا نه رابطه علت و معلولى با درآمد دوره دارند و نه انتفاع آتى براى آنها متصور است. در اين حالت مى توان در شناخت بلادرنگ آن به عنوان هزينه دوره تسريع نمود. براى مثال هزينه هاى ناشي از دعاوى حقوقى، حقوق مديران، اغلب هزينه هاى ادارى و فروش از جمله هزينه هاى هستند كه بدليل عدم ارتباط علت و معلولى با درآمد دوره و عدم منافع آتى آن به عنوان هزينه دوره شناسايى مى گردند.
اصل افشاء كامل
اصل افشاء ايجاب مى كند كه كليه رويدادها و وقايع مالى با اهميت مربوط به واحد تجارى، به طور مناسب و كامل افشاء گردد. اين اصل كه بر كليه جوانب گزارشگرى مالى تاثير دارد، واحد تجارى را ملزم به تهيه اطلاعات مورد نياز براى بستانكاران و اعتبار دهندگان مى نمايد. البته بايد توجه داشت كه اصل افشاء كامل هرگز به اين معنا نيست كه هر چيزى بايد افشاء گردد. بلكه در افشاء اطلاعات، اولا بايد هزينه تهيه و افشاء و ثانيا مربوط بودن آن، مورد توجه قرار گيرد. به طور كلى هرگونه اطلاعاتى كه بر تصميم گيرى استفاده كنندگان صورتهاى مالى موثر باشد( منجر به تغيير در تصميم گيرى گردد)، بايد افشاء گردد مگر اينكه هزينه تهيه و گزارش اين اطلاعات، بيشتر از منافع حاصل از بكارگيرى آنها باشد.
محدوديت هاى اجرايي
بايد توجه داشت اصول و مفروضات حسابدارى كه تشريح شد، هميشه و در همه شرايط قابل اجرا نمى باشد. محدوديت هايى بر سر راه وجود دارند كه آن اصول و مفاهيم را تعديل مى نمايند. اين اصول محدود كننده، اصطلاحا «محدوديت هاى اجرايى» ناميده مى شوند عبارتند از:
1- اهميت 2- احتياط (محافظه كارى) 3- فزونى منافع بر مخارج 4- خصوصيات صنعت
اهميت
هنگامى كه مبلغ اقلام و رويدادها در مقايسه با هزينه اعمال صحيح ترين روشهاى حسابدارى با اهميت نيست و نتايج حاصل از بكارگيرى دقيق قواعد و رويه هاى حسابدارى نمى تواند بر قضاوت و تصميمات استفاده كنندگان تاثير بگذارد، اصول حسابدارى به طور دقيق رعايت نمى شوند. مثلا يك خط كش بايد به عنوان دارايى در دفاتر واحد تجارى ثبت و طى عمر مفيد آن مستهلك گردد، اما در عمل، هزينه جنين تخصيصى معمولا بيش از بهاى تمام شده خط كش مزبور خواهد شد و لذا اعمال صحيح ترين روش حسابدارى اقتصادى نمى باشد. از آنجا كه اهميت يك امر نسبى است و مستلزم اعمال قضاوت حرفه اى مى باشد. مثلا براى شركتى كه سرمايه آن بالغ بر صد ميليون ريال باشد، رقم 50.000 ريال ممكن است بى اهميت تلقى گردد در صورتى كه همين رقم براى شركتى كه سرمايه آن يك ميليون ريال است مبلغى با اهميت به شمار مى رود.
بايد توجه داشت كه اهميت هرگز به معناى ناديده گرفتن اقلام فاقد اهميت نمى باشد. بلكه رويدادها صرفنظر از اهميت آنها بايد مدنظر قرار گيرند.
احتياط( محافظه كارى )
در مواردى كه براى اندازه گيرى يك رويداد، روشها و رويه هاى متفاوتى كه همگى منطبق با اصول پذيرفته شده حسابدارى است وجود داشته باشد، احتياط ايجاب مى كند كه روش يا رويه اى انتخاب شود كه تاثير افزايش كمترى بر سود دوره و جمع داراييها داشته باشد. از جمله موارد رعايت محافظه كارى، بكارگيرى قاعده اقل بهاى تمام شده يا خالص ارزش فروش، در ارزيابى موجودى ها و سرمايه گذارى ها مى باشد.
فزونى منفعت بر هزينه
بر اساس اين محدويت، هزينه تهيه اطلاعات حسابدارى بايد بر منافع حاصل از بكارگيرى اين اطلاعات فزونى نداشته باشد، به عبارت ديگر اطلاعات حسابدارى بايد مقرون به صرفه باشند. معنى صريح اين عبارت اين است كه هزينه تهيه اطلاعات حسابدارى بيشتر از منافع حاصل از بكارگيرى اين اطلاعات نباشد.
خصوصيات صنعت
ويژگى ها و خصوصيات برخى از صنايع، روشها و رويه هاى خاصى را مى طلبد. در برخى از موارد ممكن ويژگى يك صنعت خاص، بكارگيرى روشى را ايجاب نمايد كه مطابق اصول پذيرفته شده حسابدارى نباشد. اين ويژگى مى تواند استثناء در بكارگيرى اصول و رويه هاى حسابدارى را توجيه نمايد. مثلا درپيمانكارى قبل از تكميل فرآيند كسب سود و همزمان با پيشرفت كار، درآمد شناسايى مى گردد كه اين خود استثنايى بر اصول پذيرفته شده حسابدارى محسوب مى گردد.
علاوه بر اين چنانچه بكارگيرى يك روش مغاير با استانداردهاى حسابدارى، منجر به ارائه اطلاعات سودمندتر، يا مانع نتيجه گيرى هاى گمراه كننده گردد، بكارگيرى آن روش با اينكه مغاير اصول پذيرفته شده به شمار مى رود مجاز است. مشروط بر اينكه بنحو مطلوب افشاء و دلايل مربوط ارائه گردد.
نحوه استعلام مبنای صدور برگ تشخیص یا مطالبه
ماده 237- برگ تشخیص مالیات باید بر اساس مأخذ صحیح و متکی به دلایل و اطلاعات کافی و به نحوی تنظیم گردد که کلیه فعالیتهای مربوط و درآمدهای حاصل از آن بهطور صریح در آن قید و برای مودی روشن باشد. امضاکنندگان برگ تشخیص مالیات باید نام کامل و سمت خود را در برگ تشخیص بهطور خوانا قید نمایند و مسئول مندرجات برگ تشخیص و نظریه خود از هرجهت خواهند بود و در صورت استعلام مودی از نحوه تشخیص مالیات مکلف اند جزئیات گزارشی را که مبنای صدور برگ تشخیص قرار گرفته است به مودی اعلام نمایند و هر گونه توضیحی را در اینخصوص بخواهد به او بدهند.
بر طبق ماده 237 قانون مالیات های مستقیم در صورت استعلام مودی ادارات امورمالیاتی مکلف به ارائه جزئیات گزارش رسیدگی هستند.
بنابر این پس از دریافت برگ تشخیص طی نامه ای بر طبق ماده237 تقاضای دریافت گزارش رسیدگی داده و آن را دریافت می نماییم تا بتوانیم با آگاهی کامل نسبت به تنظیم لایحه جهت اعتراض اقدام نمائیم.
در زیر یک نمونه متن نامه آورده شده است:
نمونه متن تقاضای گزارش رسیدگی
ریاست محترم اداره کل امور مالیاتی ............. کد ......
موضوع: تقاضای دریافت گزارش و جزئیات گزارش رسیدگی .......... سال ....... طبق ماده237ق.م.م
با سلام
خواهشمند است در اجرای قسمت اخیر ماده ۲۳۷ قانون مالیات های مستقیم، دستور فرمایید یک نسخه از گزارش رسیدگی و جزئیات آن که مبنای صدور برگ تشخیص/ مطالبه ......... سال/دوره ........... توسط گروه مالیاتی شده است؛ به نماینده این شرکت ............... با شماره ملی ..................... تحویل شود و با ایشان در این خصوص همکاری به عمل آید.
برگ تشخیص/ مطالبه ..................... شماره .......................... تاریخ ............................. ابلاغ شده در تاریخ ......................
پیشاپیش از دستور مساعد آن مقام محترم کمال تشکر بعمل می آید.
با تشکر
حسابداری پخش مویرگی
در علم حسابداری، اصطلاحی به نام حسابداری پخش مویرگی وجود دارد. این نوع حسابداری مربوط به پخش کالا است. پخش مویرگی روشی از پخش کالاست که کالای به فروش رفته یا خریداری شده در شبکه وسیع و گسترده ای انجام می شود تا کالای مورد نظر به دست خریدار برسد. در حالیکه فروش مویرگی نوعی از فروش است که به واسطه شبکه گسترده و جامع انجام می شود. افرادی که به حسابداری در شرکت های پخش علاقمند هستند باید بدانند که این نوع حسابداری همان حسابداری بازرگانی است. این شرکت ها معمولا خرید و فروش محصولات را انجام میدهند و به تولید نخواهند پرداخت.
حسابداری پخش مویرگی مبحثی است که بسیاری فعالان صنعت پخش در مورد آن بررسی و تحقیق می کنند تا بتوانند آن را به بهترین شکل اجرا نمایند. همان طور که اشاره شد پخش مویرگی، یعنی عملیات پخش و توزیع کالاها در شبکه گسترده است که این گستردگی میتواند در محدوده یک شهر یا استان و کشور باشد. اغلب اوقات امکان پخش مویرگی محصولات در کشورهای همسایه امکانپذیر است. راههای زیادی جهت پخش مویرگی وجود دارد که همه آنها از طریق دفتر مرکزی کنترل می شود. به طور کلی پخش مویرگی برای محصولاتی استفاده میشود که حاشیه سود آن ها پایین باشد مانند مواد غذایی. اما امروزه این سبک از فروش در صنایع دیگر از جمله کالاهای دیجیتالی، مبلمان خانگی و اداری و تجهیزات و لوازم خودرو هم مورد استفاده قرار میگیرد.
دسته بندی پخش مویرگی:
۱-پخش سرد:
روند در پخش سرد به این صورت است که محصول ابتدا به وسیله بازاریاب به مشتری معرفی میشود و پس از کسب رضایت و اطمینان مشتری، فاکتور صادر شده و محصول سفارشی برای مشتری ارسال می شود. حسابداری پخش مویرگی در این مبحث مخصوص محصولاتی است که تاریخ انقضا نداشته و یا تاریخ انقضا آن محدود نیست. مثلاً پخش دارو و محصولات آرایشی و بهداشتی.
۲-پخش گرم:
روند کاری در پخش گرم به این صورت است که بازاریاب همراه با محصول مورد نظر در نزد خریدار حاضر شده و موقع سفارش مشتری محصول را تحویل می دهد. این نوع پخش مختص محصولاتی است تاریخ انقضاء محدود داشته و از نوع فاسد شدنی می باشند از جمله پخش محصولات غذایی و دامی.
حسابداری پخش مویرگی به چه صورت است؟
حسابداری پخش مویرگی در پخش سرد و گرم تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند و به صورت یکسان انجام می شود. تنها تفاوت آن ها در زمینه هایی مانند انبار و حسابداری انبار می باشد. به طور کلی حسابداری پخش مویرگی در دسته حسابداری بازرگانی قرار می گیرد یا به بیانی دیگر از از کدینگ این نوع حسابداری پیروی می کند. در شرکت هایی از جمله شرکت های بازرگانی دو حساب نشان دهنده درآمد شرکت هستند و در واقع این دو حساب کدینگ شرکت های بازرگانی در سطح گروه می باشد. که این دو حساب عبارتند از حساب فروش و حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته.
در شرکت هایی پخشی که دارای نمایندگی و شعب می باشند دو حساب ذکر شده در حسابداری پخش مویرگی در سطح تفضیلی (به جزء شعب و نمایندگی ها) متصل می شوند تا مقدار فروش و بهای تمام شده هر تفضیلی و در نهایت میزان درآمد آن ها مشخص گردد. مسئله مهمی که در این نوع حسابداری مهم است و موجب ایجاد گرایشی خاص از نوع حسابداری بازرگانی است، تعداد زیاد مشتری در این نوع از حسابداری است که اغلب به بیش از هزار مورد می رسد. کنترل کردن حساب های این تعداد مشتری بسیار دشوار و زمان بر است. نکته مهمی که باید در این مبحث در نظر داشت این است که در شرکت های پخش مویرگی برخلاف شرکت های بازرگانی مشتریان با مبالغ جزیی و با تعداد گردش بالا هستند اما در شرکت های بازرگانی از نوع بنکداری مشتریان با مبالغ عمده و با تعداد گردش پایین هستند.
در بحث حسابداری پخش مویرگی می توان اینطور نتیجه گرفت که در شرکت های پخش مویرگی تعداد گردش کلی مشتریان بسیار بالاتر از شرکتهای بازرگانی است و کنترل حساب مشتریان نیاز به برنامه ریزی دقیق و نرم افزار حسابداری مناسب می باشد. چرا که نرم افزارهای مالی که به طور یکپارچه در تعامل با زیر سیستم های عملیاتی پخش مویرگی هستند به حسابداران و مدیران مالی کمک می کنند تا بتوانند برنامه ریزی بهتری برای مدیریت و حسابداری پخش مویرگی داشته باشند.
رویکردهای حسابداری پخش مویرگی
مجموعه فرآیند عملیات توزیع و پخش به وسیله پیمانکار توزیع انجام شده و هزینه توزیع به پیمانکار داده می شود که بر حسب تناژ یا ریالی می باشد.
دو نوع رویکرد در حسابداری پخش مویرگی وجود دارد جهت تسویه حساب:
1- تسویه حساب بر عهده نماینده شرکت و یا پیمانکار توزیع می باشد.
2- تسویه حساب بر عهده فروشنده شرکت می باشد.
برخی از شرکت ها هستند که از هر دو روش در تسویه حساب استفاده می کنند.
پس لازم است کدینگ حسابداری پخش مویرگی ایجاد کرد تا بتوان بر طبق آن زیر سیستم های بازرگانی، انبار، صندوق، حقوق و دستمزد را پیاده سازی کرد.
تفاوت کدینگ حسابداری بازرگانی با حسابداری پخش مویرگی
همان طور که اشاره شد دو حساب فروش و بهای تمام شده کالای فروش رفته در شرکت های بازرگانی درآمد شرکت محسوب می شوند و این دو حساب در سطح گروه کدینگ حسابداری شرکت های بازرگانی تعریف می شوند و گاها نیاز به گزارش تفصیل بر طبق شعبه و نمایندگی ندارند اما در حسابداری پخش مویرگی که شرکت های پخش مویرگی دارای نمایندگی و شعب هستند میزان فروش و بهای تمام شده در سطح تفضیلی باید در تفصیل به تفکیک شعب و نمایندگی ها جدا گردد. مشتریان در شرکت های بازرگانی از نوع بنکداری با مبالغ عمده و با تعداد گردش پایین هستند در حالی که مشتریان پخش مویرگی با مبالغ جزیی و با تعداد گردش بالا هستند.
مهم ترین شاخص های حسابداری فروش عبارتند از:
- نرخ تمام شده کالای خریداری شده و کالای فروش رفته
- نرخ ضایعات برگشتی
- سود و زیان کد کالایی به همراه صورت وضعیت بدهی و درآمد شرکت
- میزان چکهای رسید نشده و تعداد کالای رسید شده
- مانده وصول مطالبات در بازار و انطباق با سقف بدهی تعیین شده
- انحراف از عملکرد بودجه ریالی
- گزارش مالی در پخش مویرگی
- صورت های مالی از جمله ترازنامه، سود و زیان و صورت و گردش وجوه نقد در صنعت پخش مویرگی
انواع گزارش حسابداری پخش مویرگی:
1-گزارش سود و زیان به تفکیک شعبه و مرکز هزینه:
در این نوع گزارش عملکرد هر شعبه را به تفکیک نمایش و میزان فروش، انبار و سود و زیان را مشخص می کند
2-گزارش از حساب های دریافتنی (بدهکاران)
در شرکت های مویرگی جریان نقدینگی از اهمیت بالایی برخوردار است. از وظایف مدیران پخش پیگیری مکرر بر اساس تاریخ بدهی و وصول به موقع می باشد.
3-گزارش عملیات بصورت دوره ای
گزارش عملیات بصورت دوره ای، برآورد سرمایه درگردش می باشد. دوره مورد نظر از زمان خرید کالا از تامین کننده تا زمان وصول پول از خریدار است.
4-گزارش حاشیه سود
گزارش حاشیه سود میزان سود آوری هر کالا را نشان می دهد و این گزارش در برنامه ریزی برای ادامه و یا قطع فروش کالا ضروری می باشد.
5-گزارش از کالاهای برگشتی به علت خرابی و یا گردش نداشتن
یکی از مزایای این نوع گزارش دادن این است که از انباشت کالاها در انبار می کاهد و دوره گردش را طولانی تر می کند و برای هر کالا متناسب با دوره گردش آن، میزان برگشتی و خرابی تصمیمات مناسب گرفته می شود.
6-گزارش از منابع انسانی
گزارشات منابع انسانی به صورت ماهیانه با پرداخت حقوق و مزایا و پورسانت مشخص می شود. این نوع گزارشات در پخش مویرگی از اهمیت وِیژه ای برخوردار است.
7-گزارش تامین کنندگان
گزارش تراکنش های مالی با تامین کنندگان و نحوه تامین و میزان کالای تامین نشده در این گزارش در این گزارش ذکر می شود.
نظر شورای عالی مالیاتی درباره مفهوم درآمد ابرازی مشمول مالیات
نکته مهم: در صورت عدم ابراز درآمد مشمول مالیات در سال پایه (ابراز صفر و یا زیان) تخفیف موردنظر قابل اعمال نخواهد بود.
بخشنامه 158 / 96 / 200 مورخ 07 / 12 / 1396
(نظر شورای عالی مالیاتی درباره تبصره ۷ ماده ۱۰۵ مفهوم درآمد ابرازی مشمول مالیات )
نظر اکثریت شورای عالی مالیاتی موضوع صورتجلسه شماره ۳۶-۲۰۱ مورخ 03 / 10 / 1396 در خصوص مقررات تبصره ۷ ماده ۱۰۵ و تبصره ماده ۱۳۱ قانون مالیات های مستقیم مصوب 31 / 04 / 1394 .
الف – در خصوص اشخاص حقوقی :
۱- در مواردی که در تعیین مالیات اشخاص حقوقی تخفیف موضوع تبصره های (۶) و (۷) ماده ۱۰۵ قانون فوق توأمان قابل اعمال باشد، با توجه به سیاق عبارت تبصره (۷) فوق (نرخ های مذکور) می بایست ابتدا تخفیف نرخ تبصره (۶) و سپس تخفیف نرخ تبصره (۷) اعمال گردد.
۲- در مواردی که در تعیین مالیات اشخاص حقوقی می بایست تخفیف موضوع تبصره (۷) ماده ۱۰۵ و معافیت موضوع بند (ر) ماده ۱۳۲ قانون مالیات های مستقیم اعمال شود، مقتضی است ابتدا تخفیف موضوع تبصره (۷) ماده ۱۰۵ و سپس معافیت موضوع بند (ر) ماده ۱۳۲ قانون مذکور اعمال گردد.
۳- در مواردی که اشخاص حقوقی در دوره سال مالی قبل کمتر از یک سال مالیاتی فعالیت داشته اند و یا سال مالی خود را تغییر داده باشند، اعمال مفاد تبصره (۷) ماده ۱۰۵ قانون مالیات های مستقیم فارغ از مدت فعالیت در مورد این گونه مؤدیان نیز جاری می باشد.
۴- با توجه به مفاد ماده ۲۸۱ قانون مالیات های مستقیم، مشوق موضوع تبصره ۷ ماده ۱۰۵ قانون مذکور صرفاً در خصوص اشخاص حقوقی که سال مالی آنها از ۱۳۹۵/۰۱/۰۱ و به بعد شروع می شود، قابل اعمال است.
ب – در خصوص اشخاص حقیقی:
۱- تخفیف نرخ موضوع تبصره ماده ۱۳۱ قانون مزبور، کلیه درآمدهای اشخاص حقیقی در منابع مختلف مالیاتی که دارای درآمد ابرازی مشمول مالیات اعم از درآمد حاصل از اجاره املاک، مشاغل و اتفاقی (موضوع ماده ۱۲۳ قانون مذکور) می باشند را شامل می گردد، لکن در محاسبات مربوط به تعیین تخفیف می بایست درآمد ابرازی مشمول مالیات هر منبع و هر شغل جداگانه مدنظر قرار گیرد.
۲- در صورت احراز تخفیف نرخ برای اشخاص حقیقی کلیه نرخ های موضوع ماده ۱۳۱ قانون متأثر از این امر شده و تخفیف محاسبه شده در تمام طبقات ماده اخیرالذکر مدنظر قرار می گیرد. (به عنوان مثال در صورتی که درآمد مشمول مالیات یک مؤدی دارای فعالیت شغلی بعد از کسر معافیت ها مبلغ ۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال گردد و با احراز شرایط از ۳ درصد تخفیف نرخ برخوردار شود، مالیات او به ترتیب تا ۵۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال با نرخ ۱۲ درصد، تا مبلغ ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال نسبت به مازاد ۵۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال با نرخ ۱۷ درصد و مابقی با نرخ ۲۲ درصد محاسبه می گردد.
۳- در صورتی که اشخاص حقیقی صاحبان مشاغل در یک محل دارای تغییر شغل باشند، این تخفیف نرخ با احراز سایر شرایط قابل اعمال است، لکن در صورتی که نسبت به تغییر نشانی (تغییر مکان فعالیت شغلی) اقدام نمایند، این تخفیف قابل اعمال نمی باشد.
۴- مفاد بند (۳) فوق در خصوص صاحبان مشاغلی که به واسطه یک مجوز دارای یک پرونده مالیاتی هستند (تبصره ۱ ماده ۳ آیین نامه اجرایی موضوع تبصره ۳ ماده ۱۶۹ قانون مالیات های مستقیم) لازم الرعایه نبوده و می بایست در صورت احراز انجام فعالیت در سال پایه و سال بعد آن در قالب مجوز موردنظر تخفیف مربوط در صورت احراز اعمال گردد.
۵- در مواردی که در تعیین مالیات صاحبان مشاغل می بایست تخفیف موضوع تبصره ماده ۱۳۱ قانون مذکور و معافیت موضوع بند (ر) ماده ۱۳۲ قانون مالیات های مستقیم اعمال شود، مقتضی است ابتدا تخفیف موضوع تبصره ماده ۱۳۱ قانون یاد شده و سپس معافیت موضوع بند (ر) فوق اعمال گردد.
۶- نظر به اینکه صاحبان مشاغل که در سال قبل (سال پایه) در اجرای تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالیات، مالیات آنها به صورت مقطوع تعیین گردیده است، دارای درآمد ابرازی مشمول مالیات برای سال قبل (سال پایه) نمی باشند، لذا مفاد تبصره ماده ۱۳۱ قانون مالیات های مستقیم (برای سال بعد از شمول تبصره ماده ۱۰۰ قانون) در مورد آنها جاری نمی باشد.
۷- در مورد صاحبان مشاغلی که به صورت مشارکت فعالیت دارند هر یک از شرکاء نسبت به سهم درآمد ابرازی مشمول مالیات سال قبل (سال پایه) و سال جدید خود (در صورت دارا بودن شرایط) می توانند از مفاد تبصره ماده ۱۳۱ قانون مالیات های مستقیم استفاده نمایند.
ج – مقررات عمومی:
۱- عدم فعالیت در قسمتی از یک سال مالیاتی مؤدی تأثیری در محاسبات نداشته و درآمد ابرازی مشمول مالیات سال پایه و سال بعد از آن بدون توجه به مدت فعالیت طی هر سال در محاسبات لحاظ می گردد.
۲- منظور از تسویه در تبصره ۷ ماده ۱۰۵ و تبصره ماده ۱۳۱ قانون فوق، صرفاً پرداخت بدهی مالیاتی قطعی شده سال قبل (سال پایه) بوده و این موضوع قابل تسری به بدهی های قطعی شده سال های قبل از سال پایه نمی باشد. بدیهی است در صورتی که مالیات تشخیصی سال قبل در مهلت مندرج در نظر اکثریت اعضای شورای عالی مالیاتی به شرح فوق به قطعیت نرسیده باشد صرفاً می بایست مالیات اظهارنامه در مهلت موردنظر پرداخت شده باشد.
۳- منظور از بدهی های مالیاتی مندرج در تبصره ماده ۱۳۱ و تبصره ۷ ماده ۱۰۵ قانون مذکور کلیه بدهی های قطعی شده سال قبل، اعم از اصل و جرایم متعلقه تصریح شده در قانون مالیات های مستقیم بوده و به سایر بدهی های مالیاتی مؤدی مربوط به سایر قوانین ارتباطی نخواهد داشت.
۴- با توجه به نظر اکثریت اعضای شورای عالی مالیاتی در خصوص ابهامات اول و دوم، منظور از درآمد ابرازی مشمول مالیات، کلیه درآمدهای مشمول مالیات ابرازی مؤدی در سال پایه و سال بعد که به نرخ های مذکور در مواد ۱۰۵ و ۱۳۱ مشمول مالیات می باشند، خواهد بود.
۵- در صورت احراز تخفیف برای هر مؤدی، این تخفیف قابل اعمال به کلیه درآمد مشمول مالیات تعیین شده برای مؤدی (به استثنای درآمد مشمول مالیات تعیین شده به واسطه کتمان درآمد) می باشد. تخفیف مزبور قابل اعمال به درآمد مشمول مالیات تعیین شده به واسطه برگشت هزینه های واحد مالیاتی و همچنین اقلام مؤثر در افزایش درآمد مشمول مالیات از محل حساب تعدیل سنواتی نیز می باشد.
۶- با توجه به مفاد تبصره ۱ ماده ۱۴۶ قانون مالیات های مستقیم، نظر به اینکه شرط برخورداری از نرخ صفر و هرگونه معافیت یا مشوق مالیاتی، ارائه اظهارنامه، دفاتر و یا اسناد و مدارک موضوع ماده ۹۵ قانون مالیات های مستقیم در موعد مقرر است و از آنجایی که تخفیف موردنظر از مصادیق مشوق های مالیاتی می باشد، لذا در صورت عدم ارائه دفاتر و یا اسناد و مدارک حسب مورد بنا به درخواست اداره امور مالیاتی برای حسابرسی، موجب عدم برخورداری از تخفیف موصوف خواهد شد.
۷- در صورت عدم ابراز درآمد مشمول مالیات در سال پایه (ابراز صفر و یا زیان) تخفیف موردنظر قابل اعمال نخواهد بود.
۸- در صورتی که مؤدی به هر دلیلی در اظهارنامه مالیاتی تسلیمی علیرغم استحقاق برخورداری از این تخفیف نسبت به ابراز آن در اظهارنامه خود اقدام ننموده باشد، لکن در زمان حسابرسی مالیاتی و یا مراجع حل اختلاف مالیاتی احراز گردد مؤدی امکان برخورداری از تخفیف موردنظر را دارا است، اداره امور مالیاتی ذیربط یا هیأت های حل اختلاف مالیاتی می بایست نسبت به اعمال آن اقدام نمایند و در صورتی که مؤدی به واسطه ابراز، مالیات بیشتری را پرداخت نموده باشد اضافه پرداختی موردنظر فارغ از مفاد تبصره ۲ ماده ۲۱۰ قانون مالیات های مستقیم با رعایت مقررات مربوطه قابل استرداد می باشد.
سید کامل تقوی نژاد
رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور
در خصوص تغییرات مربوط به قلم اطلاعاتی مالیات و عوارض ارزش افزوده در اجرای مفاد (7) و(26) قانون مالیات بر ارزش افزوده
در اجرای مفاد (7) و(26) قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب ۱۴۰۰/۰۳/۰۲ جهت ارسال اطلاعات فصل بهار 1401 و پس از آن قلم اطلاعاتی "عوارض" غیر فعال شده است و قلم اطلاعاتی "مالیات" جایگزین" مالیات و عوارض" گردیده است.
*توجه: در خصوص اطلاعات مربوط به زمستان 1400 که پس ازتاریخ به روزرسانی سامانه (18/03/1401) و غیرفعال شدن قلم اطلاعاتی "عوارض" درج می شوند نیز، مطابق قانون فوق اقدام گردد.
توجه: يعني تمام مبلغ ارزش افزوده به صورت كلي و يكجا بايستي درج گردد.
نحوه بستن حساب ها در پايان سال
یکی از وظایف اصلی و مهم در امور مالی بستن حسابها در پايان سال مالي است.
به تعریف ساده: صفر کردن مانده هر گونه حساب در حسابداری با عنوان بستن حساب یاد میشود.
براي انجام اين امر باید مانده حسابهای بدهکار را بستانکار و مانده حسابهای بستانکار را بدهکار کنیم.
آشنایی با نحوه بستن حسابها
چرخه حسابداری عبارتست از عملیاتی که به صورت سالانه و یا در طی دورههای مالی به صورت تکراری انجام میشود. در اولین مرحله از این چرخه باید نسبت به جمعآوری تمام اطلاعات مالی موسسه اقدام کنید. ثبت کلیه این اطلاعات در دفاتر مالی انجام میشود. در واقع اطلاعات و معاملات باید در دفتر روزنامه ثبت شوند. پس از این مرحله، شما باید به انتقال اطلاعات از دفتر روزنامه به دفتر کل بپردازید. در مرحله بعدی، باید تراز آزمایشی تهیه و تنظیم شود. پس از آن، نوبت به اصلاح و انجام تعدیلات لازم در ارتباط با حسابهای دفتر کل میرسد. سپس باید تراز آزمایشی اصلاح شده آماده گردد. همچنین، صورتهای مالی باید تهیه و تنظیم شود. پس از آن، مرحله بستن حسابهای موقت است. در نهایت، شما باید در آخرین مرحله از چرخه حسابداری، تراز آزمایشی اختتامیه را تنظیم و نسبت به بستن حسابهای دائمی اقدام کنید.
هدف از فرآیند بستن حسابها
بستن حسابها به صورت سالانه، به مشاغل اجازه میدهد تا به تهیه صورتهای مالی پرداخته و اطلاعات مناسبی را در مورد سلامت مالی تجارت، در اختیار صاحبان کسب و کار قرار دهند. مشاغل کوچک معمولا صورت حسابهایی مانند ترازنامه و صورت سود و زيان را در پایان سال تهیه میکنند تا هنگام آمادهسازی برای سال آینده وضعیت مالی تجارت خود را بررسی نمايند.
صاحبان مشاغل کوچک برای ثبت درستی اظهارنامه مالیات بر درآمد خود بایستي در پایان سال نسبت به بستن حسابها اقدام کنند. بستن صحیح حسابها همچنین به تایید صحت سیستم حسابداری شما پرداخته و اعداد دقیقی را برای درج در اظهارنامه مالیاتی ارائه خواهد نمود.
حسابهای تحت تأثیر بستن حسابها:
با بستن حسابها؛ حسابهای درآمد و هزینه تحت تاثیر قرار میگیرند.
حسابهای فوق حسابهای موقتی یا “اسمی” هستند که با افزودن ورودیهای بسته شده به سیستم حسابداری، صفر میشوند.
به عبارت دیگر، حسابهای موقت باید بسته شوند تا بر دوره حسابداری بعدی تأثیر نگذارد.
بدین ترتیب، حسابها از بین نمیروند، بلکه مبالغ آن ها به سود انباشته كه حساب دائمی است، منتقل میشود.
درآمد و هزینهها به یک حساب میانی که سود(زيان)جاري يا همان "خلاصه سود(زيان)" نامیده میشود، منتقل میشود.
روند بستن حسابها در پایان دوره مالی
بستن حسابها در حسابداری عبارت است از صفر کردن مانده حساب.
به منظور انجام این کار، باید مانده نهایی حسابهایی با مانده بدهکار را بستانکار و یا مانده نهایی حسابهایی با مانده بستانکار را بدهکار نمود.
بستن حسابها در پایان دوره مالی بر اساس نوع آن ها اعم از حسابهای موقت، دائمی و یا ترکیبی (مختلط) صورت میگیرد.
بدین منظور، ابتدا لازم است تا نسبت به بستن مانده کلیه حسابهای موقت از طریق یک حساب دائم اقدام کنید. سپس، باید مانده تمام حسابهای دائمی بسته شود. در نهایت، انتقال آن به دوره مالی بعدی تحت عنوان افتتاحیه انجام شود.
هزینه حقوق و دستمزد، آب، تلفن و فروش از جمله حسابهای موقت در ارتباط با درآمد و هزینهها هستند که نیازی به انتقال مستقیم آن ها به سال بعد نیست، بلکه مانده آن ها در پایان دوره مالی بسته میشود.
پیش پرداخت اجاره و پيش دریافت درآمد (در بخشهای مختلف موقت و دائمی) از نمونههای حسابهای مخلوط میباشند که بخشی از آن ها تحت عنوان حساب موقت در پایان دوره مالی در نظر گرفته میشوند و بخش دیگری برای انتقال به دوره مالی بعدی با عنوان حساب دائم لحاظ میشود.
علاوه بر موارد فوق، حقوق صاحبان سهام، بدهی و دارایی نیز حسابهای دائمی هستند که در پایان دوره مالی باید مانده حساب آن ها بسته شود و مستقیما به دورههای بعد انتقال یابند.
چه زمانی بستن حسابها در حسابداری ضرورت پیدا میکند.
نحوه بستن حسابها در پایان سال مالی
به منظور بستن حسابها ابتدا بستن حسابهای موقت با استفاده از حساب واسطه سود(زيان)جاري يا “خلاصه سود و زیان” ضروری است. گام هاي بستن حساب به شرح زیر میباشد:
گام اول: مشخص كردن ميزان هزينه و درآمد از حسابهاي مختلط و انتقال آنها به هزينه يا درآمد. همچنين محاسبه هزينه استهلاك دارايي ها تا پايان دوره و كنترل ثبت دقيق آن.
گام دوم: در اولین مرحله از این فرآیند، باید نسبت به بستن حساب درآمد یا فروش اقدام کنید. در این مرحله، سود(زيان)جاري يا خلاصه سود و زیان بستانکار، معادل مانده حساب درآمد و یا فروش بدهکار، خواهد بود.
گام سوم: در این مرحله باید نسبت به بستن حسابهاي هزینه اقدام کنید. لازم به ذکر است که سود(زيان)جاري يا خلاصه سود و زیان باید بدهکار شود. علاوه بر این، جمع کل هزینهها اعم از هزینه حقوق و دستمزد، اجاره و هزینه تعمیر و نگهداری باید بستانکار شوند.
- البته بهتر است به منظور مقاصد گزارشگري هر سرفصل هزينه جداگانه به سود(زيان)جاري بسته شود. يعني يك مرتبه حقوق و دستمزد ، مرتبه دوم هزينه هاي اداري و .......
گام چهارم: این مرحله از مراحل بستن حسابها شامل بستن حساب خلاصه سود و زیان میباشد. به عبارت دیگر، پس از بستن حساب درآمد و هزینه، مانده خلاصه سود و زیان، باید تحت عنوان حساب سود و زیان انباشته، بسته شود.
- توجه داشته باشيم در واقعيت اين ثبت در سال مالي بعد انجام مي شود و سود(زيان)جاري به عنوان حساب دائمي در زيرگروه حقوق صاحبان سهام به سال مالي بعد منتقل مي شود.
لازم به ذکر است که گاهی بیان میشود که حساب خلاصه سود و زیان باید به صورت مستقیم، با حساب سرمایه، بسته شود، اما خوب است بدانید که به علت فراهم شدن شرایط گزارشگیری از مبلغ سود و زیان سالانه، باید نسبت به بستن خلاصه سود و زیان با حساب “سود(زیان) انباشته” آن هم در سال مالي بعد اقدام کرد.
- علت دیگر این مسئله كه اجازه انتقال به سرمايه را نداريم ، ضرورت ثبت صورت جلسه واحد اقتصادی در اداره ثبت شرکتها درباره تغییر میزان سرمایه میباشد. لازم به ذکر است که بدون انجام کلیه مراحل قانونی امکان گردش در حساب سرمایه وجود ندارد.
علاوه بر مطلب فوق، باید دقت کنید که مانده بستانکار و بدهکار سود(زيان) جاري يا خلاصه سود و زیان به ترتیب بیانگر سود و زیان در سال مالی میباشد.
گام پنجم: در اخرین مرحله از بستن حسابها ، باید نسبت به بستن حسابهای دائمی اقدام کنید.
اما قبل از بستن این حسابها یا همان صدور سند اختتامیه، مواردی از قبیل شناسایی و ثبت میزان مالیات، اندوخته قانونی و … باید انجام شود. بدین منظور، انجام اقدامات زیر ضروری است:
محاسبه میزان مالیات
به منظور محاسبه میزان مالیات بر اساس قانون مالیاتهای مستقیم، نرخ مالیات عملکرد باید برابر ۲۵% سود خالص در نظر گرفته شود. قبل از این مرحله، لازم است تا درآمدهای معاف شده از مالیات و هزینههای مربوط آن ها، از میزان سود کاسته شوند.
باید دقت شود که میزان ماليات پرداختني(ذخیره مالیات) لحاظ شده، علیالحساب بوده که پس از بررسی اسناد و مدارک مربوطه توسط سازمان امور مالیاتی کشور، مبلغ دقیق آن تعیین خواهد شد.
اندوخته قانونی:
اندوخته قانونی در اصل مبلغی است که پیش از تقسیم سود خالص در حسابی با همین نام تعریف میشود تا از خروج این مبلغ از چرخه دارائی شرکت جلوگیری شود. باید توجه کرد که برای آزاد کردن اندوخته قانونی زمانی مشخص وجود ندارد و به شرایط بستگی دارد. به منظور ایجاد اندوخته قانونی شرکت باید به سوددهی رسیده باشد. اندوخته قانونی حسابی با ماهیت بستانکار است و در قسمت حقوق صاحبان سهام ثبت می شود.
هیئت مدیره هر سال موظف است تا 5 درصد از سود خالص شرکت را در اندوخته قانونی ذخیره کند.
نحوه محاسبه اندوخته قانونی:
طبق ماده ۱۴۰ اصلاحیه قانون تجارت، به بخشی از سود خالص هر سال، عنوان ذخیره قانونی اطلاق میشود. بر اساس این قانون، به منظور اندوخته قانونی، لازم است تا معادل ۵% سود شرکت به صورت سالانه ذخیره شود تا مبلغ آن به میزان ۱۰% سرمایه رسانده شود. پس از برابر شدن مبلغ اندوخته قانونی با 10 درصد سرمایه شرکت، ضرورتی برای افزایش بیشتر آن وجود نداشته و به صورت اختیاری خواهد بود.
علاوه بر مطالب بیان شده، بر اساس ماده ۲۳۸ اصلاحیه قانون تجارت، سود خالص پس از زیانهای وارده شده در سالهای گذشته، مبنای محاسبه اندوخته قانونی خواهد بود. به عبارتی، چنانچه شرکت دارای زیان انباشته باشد، مبنای محاسبه اندوخته قانونی را نباید سود خالص سال جاری قرار دهید، بلکه باید مواردی از قبیل زیان سنواتی از مبلغ سود خالص سال فعلی کاسته شود. در نهایت، لازم است تا به میزان یک بیستم مازاد تحت عنوان اندوخته قانونی لحاظ شود. خوب است بدانید که شما میتوانید به صورت اختیاری سایر اندوختههای عمومی و احتیاطی را با توجه به تصمیم هیات مدیره در نظر بگیرید.
با توجه به مطالب بیان شده، میزان سود خالص قبل از کسر مالیات، مبنای محاسبه اندوختهها، میباشد. مانده حسابهای موقت به همراه حسابهای دائمی، مستقیما به دوره مالی بعد انتقال مییابد. بدین منظور، باید از حساب “تراز اختتامیه” استفاده کنید. در واقع، کلیه حسابهای دائم دارای مانده بستانکار، را به صورت بدهکار در نظر گرفته و به بستانکار کردن حساب تراز اختتامیه بپردازید. در نهایت باید به میزان مانده حسابهای بدهکار، نسبت به بدهکار کردن تراز اختتامیه اقدام و همچنین کلیه حسابهای دارای مانده بدهکار نیز باید بستانکار شود.

